واژه‌های مهاجر




شنبه‌ها روز ویرایش صوری و زبانی است که هر دو کلاس را با تمام کلماتش دوست دارم. از علی صلح‌جوی عزیز ویرایش صوری یاد میگیریم. در هر دو بی‌دقتم، اما بسیاری از واژه‌ها در ذهنم ماندگار شده. یکی مبارزه با  ذهنیت عرب‌ستیزی در زبان و به ویژه در زبان فارسی است. یک جمله از علی صلح‌جوی عزیز همیشه در ذهنم تکرار می‌شود که همان جلسۀ اول ذهنمان را روشن کرد  و گفت: 
«کلمه‌ها هم مثل آدمها مهاجرت میکنند و شناسنامۀ جایی را می‌گیرند که مهاجرش شدند. نوع اصلی یا شکل اصلی در زبان وجود ندارد. همیشه به یاد داشته باشید کلمات هم مثل سنگهای کف رودخانه جا به جا میشوند. سیال‌اند، صیقل می‌شوند و تغییر شکل می‌یابند. به زبان تعصب نورزید.»
واژه‌های مهاجر را حالا راحت‌تر می‌پذیرم. درست مثل مرغان مهاجر ....



پوستش اینجاست
زنجره
خویش را میخواند

ماتسو باشو



/ 3 نظر / 27 بازدید
affa

هیچ چیز جهان ثابت نیست ... حتی واژه ها ...! همه مهاجریم گویا. چه زیبا گفته.

اكرم

بله عزيزم وقتي واژه‌اي از زبان ديگر وارد مي‌شود و جا مي‌افتد و حتي به آن غنا مي‌بخشد ديگر حتي مهاجر هم نيست، اهل همانجا مي‌شود. واژه‌پذيري اگر مناسب و بجا باشد به قدرت زبان مي‌افزايد و آن را توانا مي‌كند. تصور كن كه از زبان فارسي واژه عشق به بهانه عربي بودن حذف شود! آنچه كه فارسي‌دوستان بايد به آن دقت كنند وارد كردن تكواژها يا ساختارهاي دستوري است كه موجب عقيم شدن زبان مي‌شود. خيلي خوشحالم كه كلاس‌ها را دوست داري چون شم زباني‌ات عالي است و فارسي را مي‌شناسي و قطعا ويراستار خوبي خواهي شد. به صلحجوي نازنين باسواد بي‌ادعا هم سلام مرا برسان.

نسرین

خیلی تشبیه دلپذیری بود.من فکر می کنم خیلی چیزها گرفتار این مهاجرت و تغییر شناسنامه می شود.خلق و خوی،فرهنگ ها،نماد ها و هنر.نوشتن از بارزترین شان است و کلمه که جز اصلی نوشتن است.