سیگار خیس خاموش

 

 

 

 اینهمه سال دور. اینهمه  جدایی  

 اینهمه   تاریخ گذشته

 پس چر ا وقتی  کسی  را می بخشی  انگار که خاکستر    را  بر باد میدهی؟ مثل سیگار خیس  که  دیگر   نمیسوزد  فقط دستت   بوی سیگار گرفته.

 انگار یک سیگار خاموش شده ی خیس   در دستهام   است. 

فراموش شده . بخشیده شده. 

 کجای ایرانی برام فرقی نمیکند. حالا با یک چینی یا آنگولایی  یا   فرانسوی  برام  هم ارزش هستی یعنی انگار   دیگر نمی شناسمت.

 

و چه حس مسخره ای وقتی یک سیگار خیس را  به  یک غریبه ببخشی .

 

آ راستی هنوز  سیگار کنت   لایت میکشی ؟

.........

 

راستش حالابه فیلتر ته سیگار  نگاه  نمیکنم. که چقدر از ریه هات  سوخته/اصرار نمیکنم   نیکوتین سیگارت را بیاری  پایین. رسیده بودی به ./8/یک رهگذر   بی تفاوت که  براش فرقی نمیکند .

 

 

 

 

 

چه فرقی میکند در زمانه ای که  هزاران نوزاد چینی  برای شیر خشک آلوده  می میرند. یا بمب  روی سر کسی هوار میشود

کسی را ببخشم که بخشیدم. مهم اینست که برام فرقی نمیکند.  

حالا دیگر خب  به جزا و پاداش هم  اعتقادی ندارم. دنیا به نفع آدمهایی مثل تو میگذرد.

 

 

 

 

 

 

چشمهای کمخوابم  از نور شب زده ی تو نمی ترسد . چشمهای کمخوابم فقط  کم نور شده و از بین هزار  تجربه ی خوش آیند و نا خوش آیند فقط  رفع خستگی براش مهم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

چقدر دلم برای بزرگراه همت  تنگ شده .برای شبی که خسته باشم و بین یک ترافیک وحشتناک گیر کنم و بعد یکهو سیل  خاموش  ماشینهای خسته باز شود باز شود و بعد  تا بتوانم سرعت بگیرم.

این شبها رشت هم مثل  تهران  در ترافیک پیشی گرفته .

شبها که  از  رشت بر میگردم  این یک ساعت  راه با سرعت بالای راننده  مدام به جای راننده کلاژ میگیرم. ترمز میکنم. و  تا می آیم قدری چشمم را روی هم بگذارم دوبار ه  ترمز بعدی خورده

 

 

 

 

 

 

به قول ابراهیم گلستان.

 

دنیا زشتی کم  نداشت  تا ما  چیزی  به زشتی اش   اضافه کنیم.

 

نمیدانم کدام فیلمش بود. این خانه سیاه است فروغ ؟

یا موج و مرجان و خارا 

 

 .

 

 

 

 

 

 

معرفی کتاب :‌قمار باز

نوشته ی :‌ فئودور داستایوسکی

ترجمه  :  صالح حسینی

انتشارات : نیلوفر

سال چاپ:‌۱۳۸۳در ۲۳۷ صفحه

 

 

 

 پی نوشت۱:‌ یک دوست دوست داشتنی کرمانشاهی برام رسیده. شیرینی سادگیش و برق شفاف چشمهای درشتش  این روزها میهمان قلب من شده. این دوسال که گیلان میماند دستش  را رها نمیکنم  تا  گیلان  را درست بشناسد.جای ققنوس بی صبر خالی . جای دوست اول دبستانی ام که از ۷ سالگی  تا ۱۸ سالگی با هم در یک  کلاس درس بودیم به خیر. هر سه تاشون کرمانشاهی هستند. چقدر عجیبه نه؟ همیشه یه دوست جنوبی  و یه دوست کرمانشاهی تو هر مقطع از زندگی   همراه من بوده .چشمهای درشت شفاف . سادگی و غرور  و البته زیبایی تو هر سه تاشون مشترک !!!

 

 

 پی نوشت ۲:‌  این  متن  بخشش را به سیگار خیس خاموش  تشبیه کردم نه خودم ر ا !!!

 

پی نوشت۳ :‌ گیو شاد هم  هک شد . سه چهار نفر انگار با هم هکش کردند.

چی باعث  میشه این ملت  به جون  ایمیل یکی دیگه بیافتند؟

 از این به بعد هر نامه ای از گیو شاد دریافت میکنید مال من  نیست.هکرهای محترم  میل   میل می فرمایند.

 

 

 

 

 

/ 38 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسر

جدی ایمیلت رو هک کردن ؟ پس این ایمیلی که برات فرستادم رو نخوندی؟ یا آف هام تو یاهو مسنجر

سوین

سلام شعر زدم اگه دوست داری بیا بخون.[گل][گل][گل]

نغمه

سلام فاطمه عزیز دلم برات تنگ شده بود. کمی بی حوصله بودم بابت بعضی مشکلات که کماکان لاینحل باقی مانده. نمی خواستم بی حوصلگی را به دوستان وبلاگستان منتقل کنم. دارم سعی میکنم خوش اخلاق باشم. میدونی بعضی وقتا که فکر میکنیم دیگران رو بخشیدیم خودمون متوجه نیستیم که اینطور نیست؟ جالبه که من تازگیها اینو فهمیدم!!! خوش باشی عزیز دلم[گل]

فاطمه

بله نغمه جان . همه چیز تو این کره ی خاکی یه روند داره . روند درونی بخشش هم همینجوره. منتها وقتی میبخشیم که دیگه نیازی به بخشش نداریم. به حرف ترز باور دار م : وقتی میبخشم دوست دارم قلبم نابود بشه . بندازمش جلوی گرگها نابود بشه . اما مگه میشه لایه های درونی رو نابود کرد . نه . چهار سال پیش واقعا همین دریچه ی انگلیسی نجاتم داد . اگه به من بگن رستگاریت با چی بود میگم با طعم یادگیری. یه دریچه ی باز . یه دریچه ی هوشیار . یه دریچه با کمترین نور حیات . همیشه با همین حدا اقل ها راهم رو پیدا کردم. البته ترز عزیز هم همینقدر زحمتم رو کشید . [ماچ][بغل]

مهتا

منم دلم ققنوس بی صبر و گیلان زیبا می خواد [ناراحت]

آزاد

چی کار به ایمیل های تو دارن آخه؟ با موساد همکاری داری؟!![تعجب]!! همیشه سلامتی مزخرف ترین انگیزه بوده برام برا اینکه سیگار رو بذارم کنار. الان مدتیه اعتیادش رو (نه خودش رو!) کنار گذاشتم اما نه به انگیزه سلامتی! یا همه انگیزه های بدتر دیگه. به خاطر یه انگیزه درست و حسابی شخصی. بگذریم. چه دقت قشنگی داشتی به سیگار خیس. شدیدا ملموس بود.

ققنوس

خونه ات رو بارون خیس نکرده[چشمک]

قبله همایونی

از سیگار حوشمان می اید! پس بحشش سیگار مارلبروی سفید روشن است!

حمود

از دست دادن تئاتر از دست دادن زندگیه سلام بر نورا