پدر .

 

 

پدرم همکارم است از پس اینهمه سالیان دراز

می بایست  هر دو بودیم تا  یک سقف  یک خانه بماند

این شد که بیشتر از فرزند شدم برایش.

نشد که روزی فریاد بکشد بر سر ما.

نشد که روزی فرمان بدهد به ریاست .

برای سادگیش . برای مهربانیش که خون رگهام شد برای حرمتش سپاس

تمام این سالها  اگر تونبودی فکر میکنم. چیزی از من باقی نمی ماند.

 

 

 

 

پی نوشت ١:‌بله حتی دوست آشنای من . که به اواعتماد کردم.که از نان من خورد . مدت ها  درانتظار من بود .  کتاب دعاهای متداول  ١۶۶٢ 

برای دوستی از خودتان بگویید که از آزمون زمان بگذرد . برای دیگری....

 

 

 

معرفی کتاب : ‌مجموعه آثار چخوف  جلد هشتم.  نامه ها ١نامه های چخوف به بردار الکساندر چخوف  و همسرش الگا کنیپر هنرپیشه تئاتر مسکو.

مترجم :  ‌ناهید کاش ی چی

انتشارات :‌ توس

سال نشر زمستان ٨۴  در ۶٠٠ صفحه

در ۶٠٠ صفحه.

 این مجموعه در نو ع خودش مجموعه ی بسیار کاملی هست.

تعدادی از این مجموعه با ترجمه ی سروژ استپانییان به چاپ رسیده.

 

 برای چخوف :‌ میدانی از وقتی سل سینه ی کلماتت را برید. از وقتی تو رفتی با کمتر نوشته ای احساس یکی  میکنم.

 

 

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تی کوچی خاخور اینویزیبل

سلام عزیز دلم.اگه بدونی چه قدر دعات کردم.جلوی ضریحم که رسیدم اسمتو بردم.به مامانم گفتم برات دعا کنه. خیلی دوستت دارم.[گل]

کاغذ رنگی

سلام پس معلومه وبلاگ من رو دوست نداشتی که لینکش رو قرار ندادی[ناراحت][گریه]

ققنوس

و امشب من خوابم نمیبره خسته از روزگار دلتنگ و دلتنگ و دلتنگ [ناراحت]

مریم

سلام بر پدر که اگر سایه اش بر زندگی نباشد گل یاس من عطری نمیفشاند. سلام بر پدر فاطمه که این همه بزرگ است و لطیف است و پر محبت. فاطمه عزیز نمی دونم چه سری است تو این نوشته هات که تا ته قلب آدمو داغ می کنه و اشک آدمرو جاری.ازون اشکهای دوست داشتنی.

ncbanoo

سلام بر فاطمه عزیز و دوست داشتنی خیلی وقت بود که این طرفا نیومده بودم ولی حسابی به یادت بودم و کلی دلتنگ شده بودم! ببینم شیطون نکنه ما رو فراموش کرده باشی[چشمک] خب....میبینم که اینجا کلی عوض شده و حسابی باکلاس شده والبته هنوز زیبا مینویسی و کتابای خوب خوب معرفی میکنی!

ncbanoo

اها راستی .....آرزو میکنم همه پدرها همیشه زنده و سالم باشن و سایه شون بالای سر ما باشه و گرمای وجودشونو احساس کنیم[لبخند]

کاغذ رنگی

این دین با انواع عناصر وارداتی خلط شد به شکلی که هیچ چیز از اصل اون باقی نموند، با فلسفه کاسموسانتریک یونانی، با عناصر ممسوخ اساطیر شرقی و بین النهرینی، با اندیشه زرسالارانه یهودیانی که در جامعه بابل تمکن و ثروتی هنگفت جمع کرده بودند و دایره عرفان ساختگی کابالایی خودشون رو تا اورشلیم و قلب روم بسط داده بودند، با خدایان و الاهه متعدد مناطق حوزه اسکاندیناوی و ... فاطمه عزیز اکنون از مسیحی که تو از اون سخن میگی در حافظه تاریخ جز مضامین و مفاهیمی شرک آلود و دنیوی باقی نمونده! خواستند که ما مسیح ساختگی اونها رو تندیس صلح و محبت بدونیم و ما مطیعانه این کار رو می کنیم... 5- من هم از رک گوییم عضر خواهی میکنم 6- اتفاقا من هم تا حالا اینقدر کامنت ننوشته بودم! به تحقیق من هم احترام زیادی برای شما قائلم 7- خداوند امید نگهدارتان باد...[گل]

کاغذ رنگی

سلام 1-اتفاقا من هم به کید الخائنین علاقه ای ندارم، به شما میگم! حقیقتش این نقد سفارشی بود! البته نه در مقابل پول کثیف! با چند تا از دوستان داریم یک سلسله کار های نقد انجام میدیم، گه گدار یه کارایی هم از روی اجبار بهمون تحمیل می شه. اصلا این اثر اونقدر قوی نیست و اونقدر درون مایه نداره که جای نقد اونچنانی داشته باشه. 2- یادم نمیاد در مورد مذهبی بودنتون حرفی زده باشم؟! 3- امید هم یک نوع مذهبه! خودتون نمی دونید! 4- من کارشناس رشته دین شناسی تطبیقی ام، البته نمی خوام برم بالای منبر! اما چیزی تحت عنوان محبت مسیحی وجود نداره! کلمه مسیحیت صدها جنگ خونین صلیبی رو در ذهن تداعی می کنه، آره شاید بگید منظورم خود عیسی مسیحه! اما باید با عرض تسلیت بهتون بگم همچین فردی هم وجود نداره، اون چیزی که تو از پس لایه های غبار و زنگار بر روی آیینه تاریخ تحت عنوان عیسی می بینی، به عیسای تاریخی هیچ ارتباطی نداره، متاسفانه با گذشت یک صده از ظهور مسیحیت (بقیه تو کامنت بعدی!)

پسر ه پدر

پدر نگهدار همگی