لیلی ِجانت کجاست؟

 

 

یکی از همین روزها ،

روزهایی که غریبگی ات سر به اوج میگذارد و راه کج میکنی به سکوت

روزهایی که صدایی نداری نه آنقدر که حتی صدایی از گلویت برآید

روزهایی از همین جنس روزهای ثابت و ساکن که هیچ امیدی به تغییرش نمیبینی

و توانی حتی  برای گشودن پنجره نداری

روزهایی که تکرار زهر سکون به جانت میریزد

روزهایی که توانت را برای تغییر برگهای ثابتِ نبوده ی زندگیت از دست میدهی

روزهایی که معجزه ی خاموشِ شکر* را از دست میدهی و همه چیز طعم همانندی میدهد

روزهایی که توانت را برای آبیاری دوستی های یک طرفه از دست میدهی ،برای هایکوهای یک طرفه، برای احوال پرسیدن های یک طرفه، برای به یاد بودن های یکطرفه ، روزهایی از آن دست که وقتی دوستت میپرسد چطوری ؟ ‌نمیدانی چه بگویی، نمیدانی چطور بگویی مدتهاست وشاید  سالهاست که با او غریبه ای . سالهاست که  تنها تصویر خنده هات را دارد . سالهاست که گل ِ دوستی تان خشک شده از بس فراموش کرده به گیاه ِدوستی آب دهد .     

 

 

روزهایی که نه اشکی داری ! نه آهی داری! و نه حتی صدایی!

از همان دست روزها که چهره ات  را  در آینه نمیشناسی

همان روزها  که خودت را گم کرده ای و نمیدانی کجا جا گذاشتی    

لیلی جانت را کجا جا گذاشتی ؟

 

 

 

خون از دلم می ریخت

رودی مویه کنان که میخواند و میرفت  

تنها کاری که میتوانستم 

بکنم این بود که رد پای خون را بشویم

اما مسافران بعدی همه  میدانستند

این خون کیست 

 

به هر که میرسیدم

نشان دکتر میداد

کسی چسب زخم همراه نداشت

فقط انگار

نشان زخمهایی را میدانستند

که درست همان جای من بود

 

 

*شُکر برایم شبیه معجزه است و روزهایی که شکرگزاری یادم رفته انگار اصلا نیستم

 

توضیح در مورد لیلی درونی : هر کسی یه خود نهانی داره که وقت سختی و شادی به جانش روح و انرژی میبخشه  و گاهی که گمش میکنیم رنگ آفتاب  زندگی مون پریده رنگ میشه . این لیلی درونی به گمان من خیلی بیشتر از لیلی بیرونی به داد آدم میرسه و قوی تر ِ !

 

 

معرفی کانال تلویزیون :MEZZO

 

برای دوستداران موسیقی کلاسیک کانال فوق العاده ایه . مضاف بر اجراهای فوق العاده اش باله , تئاتر های زیبایی هم داره . این کانال رو خواهرک کشف کرد و بیشتر اوست که تماشا میکنه .  

 

 

 

/ 9 نظر / 25 بازدید
شعر و باران

سلام فاطمه این رود که گفتی ردش توی خیلی جاها مانده. چسب زخم ها هم نمی گذارند زخم آدم هوا بخورد. اما من یاد گرفته ام همه درد هایم را فرو بخورم وقتی با کسی چیزی از درد هایت نگویی سنگین تری.یا دلشان را پر از غصه می کنی که خوب نیست یا پر از شادی که اصلا خوب نیست. بگذار خنده ات یادشان بماند.

شعر و باران

بی شیله و پیله با محبت باشیم بی درد و حواس پرت و راحت باشیم دنیا به مذاق ما اگر خوش آمد تا آخر عمرمان پت و مت باشیم

اینویزیبل

خواهری......خیلی داغونم....حال همین روزاتو دارم . داشتم دق می کردم.همیشه اینجور وقتا می رفتم فیس بوک و یه پست می ذاشتم اما الان فیس بوکم دی اکتیوه.وبلاگمم که 1سال بود پستی توش نذاشته بودم تا امروز.همین جوری جلو لپ تاپ نشسته بودم و فکر می کردم چی می تونه آرومم کنه.یاد وبلاگ تو افتادم.آره فقط اینجا برام مونده خواهری.کاش پیشم بودی؛به خدا دیگه طاقت ندارم....:(((((((((

فافا

واي كه امروز چقدر ليلي درونم كم‌رنگ و رنگ و رو پريده شده.... بانو جان تو هم مثلِ من گاهي از اين دوستي‌هاي يك طرفه آزرده مي‌شوي...چقدر سخت است ادامه دادنشان و سخت‌تر بريدن و از بين بردن اين ريشه‌هاي دوستي‌ست...آدم مي‌ماند كه چكند! يك تنه بجنگد و مبارزه كند تا اين رشته ي نازكِ دوستي پاره نشود يا رهايش كند به حالِ خودش تا بخشكد...

کریم دوغی

بقیه را نمی دانم ولی دوستی من یک طرفه نیست انقدر هم بهش اب بستم که سیلابه با همه یک رنگ ها همین جوری ام افسرده نباش توی دنیا همون قدر که دلیل برای غم وجود داره برای شادی و زندگی هم وجود داره جوانه بزن حتی در پاییز

affa

می بینی چه همه رنگ ها کمرنگ و کمرنگ تر میشن روز به روز ... باید هوای لیلی درونی را خیلی داشت ... باید پر رنگ حفظش کرد ، وقتی روز به روز دوستها دارند بیشتر و بیشتر به آشنا تبدیل میشن!!!

اینویزیبل

الهی فدات شم....نمی تونم حرف بزنم.همش بغض می کنم.همش دلم گرفته.همش غصه دارم:((