خورشیدکان

 

از بین شعر های شاملو" خورشیدهای همیشه" رو بسیار دوست دارم.

گاهی حتی ناخود آگاه و بی ربط به وضعیت روحیم زمزمه اش میکنم

چند روز پیش  با زمزمه کردنش  به خورشیدکان  فراموش  خودم فکر کردم.

و این کلمه ها آمد به روی کاغذ

انگار حالا یادشون در توان طبیعت و کائنات ذخیره شده بود .

و این خبر بسیار خجسته ای برای من بود

انگار مثل پرنده از بالا به موضوع نگاه میکردم

 

 

 

 

خورشیدکان بینوا

هر یک مثال عشقی مرده

توانی دوباره می یابند

تا به درخششی در خاطرم  بتابند

افسوس هر یک با تبسمی در دم میمیرند

خورشیدکان بینوا

مزارشان گمنام

درگذرگاه بادها

بر سینه ی دشتها

در روح آبی دریا

بر تجسم دخترکی ساده

در توان طبیعت

 محفوظید

 

معرفی کتاب: ژاپن  روح گریزان

نویسنده : نلی دوله

ترجمه : ع . پاشایی

انتشارات روزنه  با همکاری فرهنگستان هنر ایران

سال چاپ :1382

 نام کتاب درست به قامتش برازنده است.  روح گریزانی که در هنر و فرهنگ  شگفتیهای کوچک می آفریند . امیدوارم در زندگی بعدیم در ژاپن متولد بشم و یه هایکو سرا بشم. این کتاب هدیه تولدم امسالم بود  و درست آنچه که میخواستم. درست آنچه چشم براهش بودم . 

 

 معرفی موسیقی : Fragile

آلبوم :  All This Time

از : Sting

 

 

 پی نوشت 1:  امروز 21 مرداد تولد 6 سالگی ارماییلم است. هر چند یکسال اخیر  کم مادری کردم برایش و مدتهاست چشمم را به روش بستم اما این هیچ دلیل نمیشود که یک مادر تولد کودکش را، آنهم کودک نوشته هایش را از یاد ببرد.

 پی نوشت 2:  همیشه از روزی میترسیدم  ارماییل فقط جای دوستان نزدیک شود. دوستانی که محبتشان به من و ارماییل نگاه نقد را از آنها بگیرد.اما انگار این روز رسیده. حالا من وارماییل مردد در رفتن و ماندن مانده ایم

 

 

 

 

 

/ 9 نظر / 11 بازدید
فافا

تولدش و تولدت مبارك..... خيلي كم‌رنگ مي‌نويسي دختر جان...كجايي پس بانوب بارن و ترانه؟

کریم دوغی

تولد ارمائیلت مبارک باد خانم خانما اما نگران پی نوشت دومت نباش چون من و مجتبا (راد) می تونیم نقش دشمن رو برات بازی کنیم خصوصا مجتبا خیلی قیافه اش به دشمن می خوره مستفا رو هم میارم تا اینجا خانه اشرار بشه نظرت چیه؟!!

کریم دوغی

پیرو همان نقش دشمنی و عنادی که باید بازی کنم عرض می کنم ها: من خیلی نفهمیدم این خورشیدکان بی نوا کیا هستند بچه بودیم قاصدک ها را ول می کردیم مثل خورشیدکانی می شدند که فرار می کردند شاید هم منظورت خاطرات شیرینه گذشته خصوصا کودکیه شاید هم منظورت منم چون من خیلی به خورشید شباهت دارم حمل بر خودستایی نباشه ها ولی اون دخترک ساده خودت هستی اینو فهمیدم! من از بچگی درایت و فراست زیادی داشتم

کریم دوغی

ضمنا محموله شما دریافت شد! ما رو شرمنده کردی دخترکم که از شرمندگی آب شده یه سوال: تو از کجا می دونستی منو و دخترم تو ماشین نوار گوش می کنیم. محموله شما دریافت شد

شعر و باران

سلام خیلی قشنگه خورشیدکان( این اسم رو دوست دارم)

affa

کودک را نباید تنها گذاشت!

راد

راستش زیان شاملو برای من غریبه است. این را صریح گفتم تا بدانی از مخالفت نمی ترسم چون ظرفییت را می شناسم. وبلاگ حلقه هم بالاخره تمام شد. خود حلقه مدت هاست برگزار نمی شود. این هم بالاخره باید جمع می شد. به نظرم خداحافظی در اوج بهتر بود اما اصرارهای کریم دوغی باعث شد به این حال نزار بیفتد. مثل قهرمانی که هیچکس از خداحافظی اش ناراحت نمی شود. می ترسم اصلاَ کسی خبر نشود. شاد باشی!

کریم دوغی

من هنوز هم با این رادیکال مخالفم به حرف های من گوش نکرد تا وبلاگ این جوری شد حالا هم خودسر است از جانب خود حرف می زند

کریم دوغی

دوست ما قصد داره از خورشیدکان بی نوا دست برداره یه پست جدید بده