بوی چای یک بعد از ظهر پاییزی

 

 

 

بوی چای پاییزه همه جای شهر را برداشته .

 بویی که گاهی همراه میشود باموج ِ مه و اسرارآمیز وآرام

 همه جا را میپوشاند .

سر میکشد آرام آرام از لای منفذهای درها و پنجره ها و

 تازه میکند نفس ِ خیس ما را .

 کارخانه های چای دو بار در سال اردیبهشت و مهر قاصد این بو

میشوند به خانه های لاهیجان  

 بوی چای اردیبهشت بازیگوش با بوی بهار نارنج همراه میشود .

اما بوی چای پاییزه یک جور بوی غریبی دارد.

وقتی ژاکتت را آرام به خودت میپیچی و سفت دکمه هاش را میبندی

وقتی که دیگر حتی پیاده روهای شهر هم  خالیست .

وقتی تو هستی و برگهای نارنجی نارنجی

 بوی چای پاییزه بوی مرموز هزار رنگ پاییز را حمل میکند.

تو بگو  پاییز  چه بویی دارد؟

 

 

یکی شامگاه پاییزی

بازخواهد آمد و خواهد پرسید

"چراغ را برافروزم ؟"

ئتسوجین

 

 

 

 

پی نوشت ١:یکسال و نیم  است که فهمیدم که لاجونی ها  در خبر نامه ی لاهیگ  ارماییل را   پیوند  کرده اند!این جای تعجب بسیار دارد چون لاهیجونی ها هر کسی  را داخل آدم حساب نمیکنند و اصولا خیلی سخت کسی رو بین خودشان راه میدهند .  رشتیها  ولی هنوز در گیل یار  ثبتم نکردند یا شاید هم  ردم را نزده اند .اول فکر میکردم خودم فقط عرق ملی دارم. حالا میبینم  که  دوستان گیلک فقط وبهای گیلک را  پیوند میکنند .بابا خب آدم آدمه دیگه  . چه تعصبی داریم به روی گیلک بودن یا نبودن و دیگر اینکه فکر میکردم گیلکی بلدم ولی وقتی وبهای این گیله زاکان و جغلان ره خوانمه  دینم ِ که  هیچی نانمه ! :یعنی وقتی وبهای این بچه های گیلک رو میخونم میبینم که  هیچی بلد نیستم ! به هر حال لاجونیها  شیمی دست درد نکنی . امه ره شرمنده بکودید !می اصلیت گیلک ایسه  تهران به دنیا بموم. یعنی لاجونیها دست شما  درد نکنه منو شرمنده کردید اصلیتم گیلکِ ولی تهران دنیا اومدم. شیمی شهر مهمان ایسم .  مهمان ِ شهر شما هستم.

 

 http://www.lahig.ir/pages/links.php

 

 

گیله مردان  لاهیجان را  لاجون  صدا میزنند . *

  

پی نوشت ٢:  هیچوقت نفهمیدم اینایی که هی میگن دبی دبی  رفتیم و پز میدن یعنی چی  ؟آدم بوی چای پاییزه ی لاهیجان رو  ول میکنه میره دبی مارک ببینه ؟ اگه اونقد پول داشتم که میتونستم برم مسافرت ترجیح میدادم اول شهر به شهر ایران رو بگردم. با این عشق  میتونم زنده بمونم  و  نه با عشق مارک و  برچسب کالاهای لوکس !این عشق پرم میکنه اما اون  خواست مصرف زده بارم میاره .

 

 

معرفی کتاب :  شین تو . راه کامی

نویسنده : سوکیو اونو

مترجم :  نسترن پاشایی

نشر نگاه معاصر

 

 

 

کتاب زیباییه به خصوص برای دوستانی که دوست دارند بیشتر از مردم ژاپن بدونند. تاثیری که  این دین در شکل گیری هرم قدرت در ژاپن و حتی شعر ژاپنی یعنی هایکو گذاشته زیباست. برام این نکته اش زیبا بود. اونها روبروی طبیعت بیشتر احساس مذهبی میکنند.یعنی هر موقع طبیعت در اوج زیبایی خودش باشه سجاده ی نیایش شون رو پهن میکنند . پرستش در شین تو، شامل چهار رکن است؛ تطهیر، پیشکش، دعا و یک ضیافت نمادین. یه سری شباهت هایی هم در مورد ارتباط معماری ژاپنی و گیلانی و روسی  پیدا کردم. اینکه در هر سه تا  ما عمارت کلاه فرنگی رو داریم.

اگه یه دوست معمار بتونه بهم کمک کنه بگه واسه چی متشکر میشم.

مدیونم به این ژاپنی های چشم بادومی که بسیار دوستشون دارم .  با هایکو هاشون با طریق زندگیشون مدام بهم یاد آوری میکنند . در دقیقه زندگی کن. در همین لحظه ی اکنون .

 

 

 

 

 

معرفی موزیک ویدئو :My Immortal

Evanesence

 

دخترک به زیبایی فرشته هاست . فرشته ای سپید پوش که غمگین میخواند .

 

 

 

When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have
All of me

You used to captivate me
By your resonating life
Now I'm bound by the life you've left behind
Your face it haunts
My once pleasant dreams
Your voice it chased away
All the sanity in me

 

 

 

 

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محرم

چقدر این آخرش بامزه بود. اما پاییز و بوی چای...چه مسحور کننده و اسرار آمیز! در مورد درخت هم موافقم.اما درخت نبسته هم خود اونا زحمت سه او دوی ما رو می کشن و تبدیلش می کنن به غذا... البته با زبون و فکر و خیالات چقدر ما دنیا رو آلوده می کنیم.

hormoz momayezi

سلام [گل] لاهیجانیها مردم خوبی هستند به ویژه آنکه در طول تاریخ مجبور بودند از مرز گیلان در برابر مازندرانیها دفاع کنند .

کریم دوغی

سلام خالا

شعر با طعم گیلاس

سلام ببین سردند فنجان های خالی پر از دردند فنجان های خالی بیا که دست های خسته ام را رها کردند فنجان های خالی [گل]

بهادر میرحسینی

امکان این که به دوره ی سامانیان برسه خیلی زیاده چون سامانیان از منطقه ی فرارودان بودند و این منطقه با روسیه و ترکستان هم مرز هست. ترک ها و ژاپنی ها هم هر دو از یک نژاد هستند. ولی امکان این که به دوره ی اشکانیان یعنی پارت ها هم مربوط بشه خیلی زیاده. به همون دلیلی که واست توضیح دادم. اصولاً شهر نشینی از ایران شروع شده و وضعیت جغرافیایی و آب و هوایی هم خیلی تأثیر داره. اگر فیلم های کره ای رو ببینی تشابه خیلی زیادی مابین ساختمان های نمیه روستایی و نیمه مدرن شمال ایران و کره به ویژه کره ی جنوبی پیدا می کنی.

عارفی

يادم به اين هايكو افتاد: خستگی در می کنند با چای ِ احمد چای چینان ِ لاهیجان

محرم

iv ;sd d; دیده هایی داره و یک شنیده هایی و یک ارتباطهایی بین مفاهیم عینی و ذهنی .هیچ تجربه ای مثل تجربه دیگر نیست.