زمزمه های شبانه ۱

 

 

 

 

زمزمه های شبانه ۱

 

 

 

 

 

 

 

من بعد از هزار سال تمام

باز روزی مرده ام هم به خانه باز خواهد گشت .

 تو از این تنبوره زنان کوچه نترس .

نمیگذارم شبهای ساکت پاییزی از هول و لای سوزان باد بترسی.

می آیم مشقهای عقب افتاده ی تو را می نویسم .

پتوی چهار خانه ات را تا زیر چانه ات بالا می کشم .

و    بعد

طوری از اشتباه مرگ میگذرم که باد هم از شمارش مردگان بی گورش

نفهمد یکی کمتر است .  

                                                        

                                               

                                                سید علی صالحی

 

 

 

 

 البته این درست که  این شعر از  من نیست . اما زمزمه ی شبانه ی خیلی از شبهای پاییزی ام  هست. شاید یه جور محبت مادرانه اش گرمم می کنه و زبان ساده ی روایی اش دلگرمم می کنه

و شعر های شاملو با سختگیری همیشگی اش برای روزهای سخت کمکم می کنه .  

شما چی این روزها زمزمه  تون چیه؟

تا به حال به زمزمه کردن فکر کردید؟کدوم شعر ها تونستند به خلوت ساکت  زمزمه تون راه پیدا کنند؟کدومشون وقتی دلتنگ و کدومشون وقتی شاد هستید؟

برام بنویسید.

 

 

 

 معرفی کتاب : مارکز

نویسنده :گابریل گارسیا مارکز

مترجم : سهیل سمی

انتشارات :نشر علم 

سال چاپ :۱۳۸۵

 

 

 

 

کتاب زندگینامه ی مارکز هست به قلم خودش . باهمون زبان عجیب غریب که گاهی وقتها لو میده شخصیت های داستانی اش رو از کجا اورده. و بیان زیبایی داستانی که  از زندگی خودش داره. 

 پی نوشت ۱ :برای بچه هایی که داستان می  نویسند کلاس های داستانویسی جهاد دانشگاهی تهران استادش آقای سیامک گلشیری هست. این کلاسها رو از دست ندید اگه در دسترس تون هست. با حوصله تمام داستان ها تون رو می خونه  ایراد کا رهاتون گوشزد میکنه . انسان  بسیار انعطاف پذیر  و ساده ا ی یست.

 

 

 

/ 34 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد محسنی

سلام همبازی دردم این نیست که در سفره کمی نان دارم به صمیمیت دستان تو ایمان دارم میدانم دیر آمدم خیلی دیر اما چیزی که برام عجیب بود خواندن عقیده ایی بود که لحضه به لحضه با آن نفس کشیده ام منظورم جبر است همان جبر تولد و جبر مرگی که گفتی کمتر کسی ئر کورد این چیزی که گفتی اطلاع دارد شدیدا مشتاقم که بدانم از کجا پی به این قضیه بردی ؟پای یک دوست مشترک وسط است انگار حداقل من همیچن فکری کردم وقتی خواندمش حقیقتش یکسری عقیده در مورد زندگی دارم که سعی کرده ام حدالامکان برای خودم نگهشان دارم چون فکر میکنم که برای دیگران قابل هضم نباشد فقط میخواهم بگویم دردم دردی سطحی نیست

يوسف

سلام نامه‌اي به فلسطينيان ارسال كرده‌ايم و از آنان خواسته‌ايم از حق خود دست نكشند ، نااميد نشوند و تسليم رژيم صهيونيستي نشوند . زيرا رژيم صهيونيستي اسراييل رژيمي ساختگي ، پست و متشتت است و نمي تواند ادامه حيات يابد و زمان فروپاشي آن به زودي فرا مي‌رسد .

محرم

تهرونم داره ابری ميشه... برگريزون تماشايی پاييز و قطره های باران و يک عصر خيس با عطر گلهای بارون خورده... ديگه چی می خوای؟

آگاه!

چه پر اميد ، چه خوب . با چه دلي... پرم از حس سرمستي و مستم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سرشك گوشه گيران را چو دريابند ، دُر يابند رخ مهر از سحرخيزان نگردانند ، اگر دانند[گل

يوسف

من افتادم تو فکر براندازی نرم

محرم

جات خالی بود اما جای من در بلاد شما خالی ترمنتظرم.

يوسف

سلام ما امروز تونستيم ـ بزور ـ سر يه خانم بی حجاب روسری بذاريم ..

محمد محسنی

فاطمه جان سلام ممنون از محبت ات زحمت کشیدی جای پات خشک نشده دعوتت میکنم به خوانش داستانی دیگر تو دلت چی گفتی؟من شنیدم انکار نکن ؟تو دلت به من فحش دادی؟پرو هستم؟چی ؟من همه ی حرفای دلتو شنیدم راستی ترز هم سلام میرسونه

يوسف

سلام ........ اين نمي‌شود كه ما مرتب بشنويم آمريكا مي‌خواهد به ايران حمله كند. يك بار هم كه شده ما آنها را تهديد به جنگ و خشونت كنيم ببينيم مزه‌ي خودابرقدرت‌بيني چطور است!؟ حالا اينها در قالب لفاظي و تهديد و تنها براي ترساندن است ما هم فرض كنيم با اين جملات و كلمات كه هر روز مي‌شنويم در دل مردم و شهروندان آمريكايي وحشت ايجاد كنيم. مسلماً از اين سياست‌هاي خط و نشان كشيدن براي جنگ تنها ملت‌هاي دو كشور و بسياري كشورهاي ديگر ضرر خواهند كرد. جنگ‌هايي اين گونه، زيان آن دوطرفه است و هيچ وقت پيروز قاطعي ندارد. به همين سادگي و نيز به همين خوشمزگي

هيوا

سلام نوشته های شما جالبه و از اين که اينقدر اهل کتابی و وقت و اراده خوندن داری بهت غبطه می خورم موفق باشی البته چون نمی دانم چرا يکهو دلم خيلی هوات کرد بهت سر زدم اين احساس غريب يک احساس که داره منو می سوزنه منو به تو نزديک کرده مگه چی تو وجود تو که يکباره حس کردم خيلی بهم نزديکی موفق باشی