محیط یا محاط ؟

 دنیای شخصی آدمهای شخصی میطلبد

دنیایی که در آن هر انسانی یک دنیاست .

 

شماره های شخصی کدبارهای شخصی در دنیای ما بسیارند .

شماره ی تلفن شخصی . شماره ی ماشین شخصی .

شماره ی گواهینامه شماره دانشجویی . کد ملی .

ما در هزاره ی سوم با کد بارها برچسب میخوریم

و شناخته میشویم .

و شاید به جبران دنیای پرازدحام ،خانه های مکعبی

به هم چسبیده ی کوچک

،اتوبوسهای فشرده  در دنیایی که ما را یا یک

مشت شماره به رسمیت  میشناسد ، دست به ساختن

 لایه های حفاظ شخصیتی میزنیم .

و شاید اینگونه محیط دنیای خودساخته و

خود خواسته ی شخصی خودمان میشویم.

از تنهایی میترسیم اما خود همت به ساختن

لایه هایی میدهیم که ما  را از

دنیایی که نمیخواهیم جدا میکند . 

جایی که  من ِ خویشتن حضور دارد.

 

اما آیا در میان کائنات گسترده ما محاط هستیم یا محیط ؟

 

 

 

معرفی کتاب : اسفار کاتبان 

نویسنده : ابوتراب خسروی 

چاپ چهارم ۱۳۸۳

برنده ی جایزه ی مهرگان ادب برای بهترین رمان سال ۱۳۷۹

 

اسفادر کاتبان حکایت چند داستان تو در تو  و سلسه وار

با چند نوع نگارش خاص از  قرن های متفاوت و از نسلهای

متفاوت است .بهم بافتگی کلام  زاوی آنقدر  در 

ذهن خواننده می نشیند که شاید با گذشت  هفته  

از خواندنش به تعجب انگشت به دهان قدرت قلم میمانید

که آیا از این جنس قلم بار دیگر زاده خواهد شد؟ 

تعلیق سازی ها و سلسه وار بودن هر کدام  

خصوصیتی به داستان می بخشد 

که کتاب را بی تمام کردن کنار نگذارید .

همه جای کتاب سخن از نطع و سلخی است مواظب باشید

خون به چهره تان شتک نزند .

 

 

معرفی موسیقی : نغمه های سکوت 

از :آندرا باور 

نشر هرمس 

 

اگه ویلن سل دوست دارید و

منتظر شنیدن موسیقی شرقی وتاثیر  اشعار مولانا 

هستید ، معطل نکنید . 

 

/ 23 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محدثه حسینی

سلام/ ولابلا با داستان "سالاد کاهو" به روزم شد منتظر نظرات خوب شما هستم روزهاتون آلبالویی! . . . محدثه/9 ساله/تهران

arezoo

akhey in mohadese baradar zadeie duste shaeram sedighast,khosh hal shodam pishrafesh ta inja ham umade.kheili zud gozasht az un ruzi ke sedighe umad goft vase mohaddese web zadam!![لبخند] khakhur jan ghalebe jadid mobarak. rasti 1soal: facebook ozvi?[سوال]

یکی از میان قدیسین

سوال عجیبی بود. فکر کنم ما محاطیم شاید. نمی دونم. جالب بود. مرسی از معرفی کتاب ها.

کریم دوغی

از اون وقت تا حالا دخترم ترقی کرده و به عمه میگه عمی عمی! دوتاش رو پشت سر هم میگه! برا موسیقی گذاشتن یا میتونی لینک دانلود بذاری یا اینکه مثل من دکمه ی پخش رو هم بذاری تا هرکی خواست بزنه زنگو برای ما بزن زنگو در ضمن برا ما کتاب نفرستادی!

محرم

با این همه دوست خوب معلومه که دیگه سراغ قدیمیا رو نگیری.بی معرفتی نکن یار قدیم!

yassiyass

آااااااااایْ ، اَرﮊَنْگ کیشَکْچی، ویمْ چانِشینِمْ خَلاصیمْ وَدِسْ لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی رُوسَمْ مَوینِمْ يار اِیْ يار، يار اِیْ يار مَگَرْ هَمْ روسَمْ بَرا رومْ لَبَنْ بَرْچیمْ لَتَلَسْ لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی دیوانِ پور فَنْ يار اِیْ يار، يار اِیْ يار سِتارِیْ اَبرَنْگْ هاوردم شارِمْ شو سِتارِیْ اَبرَنْگْ هاوردم شارِمْ شو سِتارِیْ اَبرَنْگْ مِنیچْ راگُزَرْ بی داوا و جَنْگْ یا وا مه و حُوضور وینِیْ لالِ لَنگْ یا وا مه و حُوضور وینِیْ لالِ لَنگْ یا وا مه و حُوضور وینِیْ لالِ لَنگْ هَرْ وَقْتْ مَشْنَوَمْ مِنْ وَه گوشم دَنگْ تانِهْ مَوینِم مِنْ لَه چایْ اَرﮊَنگ اَرﮊَنْگ کیشَکْچی، ویمْ چانِشینِمْ خَلاصیمْ وَدِسْ رُوسَمْ مَوینِم لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی مَگَرْ هَمْ روسَمْ بَرا رومْ لَبَنْ بَرْچیمْ لَتَلَسْ دیوانِ پور فَنْ

راد

تنهایی آدم ها وقتی لذت بخش است که بجا باشد همان طور که بودن میان دوستان. مطلب خوبی بود. اسفار کاتبان را نخوانده ام. راستی فکر می کنی چند نفر بدانند "نطع" یعنی چه؟ موسیقی را که معرفی کردی فکر کنم همان آلبومی باشد که یک قطعه از آن موسیقی پایانی و تنها موسیقی فیلم "درباره الی" باشد. همین طور است؟ شاد باشی!

یاسیاس

این شعر ِ كُردي ، متعلق به شاهنامه ي كُردي ِ كه شهرام ناظري هم اون رو با ابهت ِ هر چه تمامتر ، اجرا كرد. اسم ِ آلبوم هست « آواز ِ اساطير »( يا شاهنامه ي كُردي ) كليات ِ آلبوم ِ شهرام ناظري ( و خود ِ شاهنامه ي كُردي ) بر اين اصله كه اوضاع احوال خراب ِ و از عشاق و اسطوره هاي قديمي خبري نيست و تازه ، اون قبلي ها هم خودشون اندر خم ِ يك كوچه بودن و نارسيده به مراد ِ دل شاعر ، رهايي ِ خودش و بقيه ي عشاق و اساطير رو در گرو ِ همت ِ دوباره ي رستم ( روسم ) ميبينه اين شعر / آهنگ در ذهن و برداشت ِ من سنخيت داشت با كليات ِ مطلبي كه نوشتي

یاسیاس

اينم ترجمانش : (ارﮊنگ نگهبان ومن درون چاه اسیرم ونجات خود را در دستان رستم می بینم) (مگر دوباره رستم مرا از بند بیرون بیاورد واز دست دیوههای حیله گر رها سازد) ... (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد ) (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد ) (من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم) (من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم) (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد ) (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد ) (من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم) (من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم) (هر وقت من صدایی را میشنوم این صدای طعنه های چاه ارﮊنگ است) احساس ميكنم كه از اين آلبوم بيش از بقيه ي افراد خوشت بياد. ارزشش رو داره كه بخري و گوش ِ جان بسپري بهش متن ِ اشعارش رو ميتوني به همراه ِ ترجمه ش به راحتي توي گوگل پيدا كني. هرجا هم مشكل داشتي ، ياسياس در خدمت ِ . هرچند كه كُرد ترين كُردها هم نميتونن درست و حسابي اين زبان رو ترجمه كنن ، ولي بازم ميشه يه كارايي كرد