ایرانم آرزوست . انسانم آرزوست!

 

 

این روزها بیشتر از هر وقت و زمان دیگری از نژادپرستی هموطنان گرام آزرده میشوم.فرقی نمیکند کجایی باشند عرب، افغان ،ترک .... حس میکنم جایی دور افتاده زندگی میکنم که اسمش ایران است. دور تا دورش را سیم خار دار کشیده اند و همش ادعا میکنند این بنای باستانی مال مست ، آن مراسم مال ماست. انگار کودکی باشد بی دست و پا که هی اسباب بازیهاش را دور خودش جمع میکند و به هیچکس هم نمیدهد . سالها پیش "نه غربی، نه شرقی" گفتند و این تکه خاک از همه جا جدا شد. کودکی ما با کارتونهای ژاپنی بعد از جنگ دوم جهانی میگذشت اما در دیوار شهرمان میگفت : نه شرقی ! سریالهای تلویزیون مان پر از سریالهای آلمانی قیچی شده بود اما وقتش که میرسید روی هر کجایی میخواندید : نه غربی!. راهپیمایی های دولتی هم که فستیوال  مرگ فرستادن برای تمام دنیا بود: مرگ بر امریکا ،مرگ بر انگلیس، اسرائیل و... شرم میکردم وقتی پرچم یک کشور که نماد افتخار و غرورش است ، زیر دست و پای مذهبی متعصب  له میشد ، به آتش کشیده میشد و میشود البته ! نسلی که با اینهمه تناقض ، باید و نباید های اجتماعی بزرگ شد حاصلش شد" نسل مردان آریایی ازسرزمین پارس".باور کنید حتی خود این جمله ی اسمیه آنقدر مضحک و مبتذل است که نمیتوانم پوزخند نزنم. مردم از مذهب زده هستند ، به عرب فحش میدهند .از بیکاری و بی شغلی به فغان آمدند ،  به افغان جورکش ناسزا میدهند  .

 هم مردم و هم دولت ، هر کدام به سبکی و سیاقی احساسات نژاد پرستانه و برتری جویانه دارند. نمونه اش تراژدی یزد بود برای افغان ها .یک نفرمان را کشتند،مردم ریختند تمام روستاشان را به آتش کشیدند و دار و ندار نداشته شان را شکستند بردند و غارت کردند.هنوز گویا آنقدر کودکیم که نمیدانیم جُرم شخصی ، جُرم یک ملت نیست !!! توی صف نانوایی به بچه ی افغان میگوییم برو گمشو کشورت . از شنیدن جک های عربی لذت میبریم و هی به ریش عرب میخندیم.

این از آن وقتهاست از ایرانی بودنم شرمگین میشوم و ترجیح میدهم آلمانی یا ژاپنی باشم که بعد از جنگ دوم جهانی یاد گرفتند نژاد پرستی را کنار بگذارند و از در صلح با جهان بر آیند !

کسی هم که جلوی این نژاد پرستی بایستد میگویند خائنی،وطن فروشی . نمونه اش را در نمایشگاه کتاب امسال وقتی مسوول غرفه ی تاجیکستان بودم میدیدم یا از وقتی که با طرح جمع آوری کتاب برای کتابخانه تاجیکستان همکاری میکنم میبینم. خانوم زرتشتی که میگفت :"نوروز برای ماست جمله ی بالای غرفه را پاک کنید تغییر دهید". نزدیک بود جدی جدی ما را به چوب ببندد. میگفت زرتشتی ها  یک تنه ! همه ی آن چیزی که از ایرانی بودن امروز ما به یادگار مانده است را حفظ کردند.انگار بقیه ی ایرانیها هیچ به حساب نمی آمدند . این کینه همان کینه ایست که پارسیان هند از ما ایرانیها به دل گرفتند .آنهم  فقط به خاطر پذیرش یک دین !

 

اشکالی ندارد من عادت کردم متهم شوم به چیزی که براش تلاش میکنم،زحمت میکشم و وقت میگذارم.

متهم به ایران  ( دوستی یا ستیزی را شما بگویید)!

حالا دیگر برام هیچ اهمیتی ندارد چرا که به ایران فرهنگی فکر میکنم که خشت و خاک و تعصب احاطه اش نکرده . فرهنگی یگانه وجه تمایزش با دیگر کشورهاست. فرقی نمیکند تاجیکستان باشد یا افغانستان یا هر کجایی که نامی از ایرانیان به نیکی یاد شده.
فرهنگ شمشیر نمیکشد ، غارت نمیکند و به آتش نمیکشد!

 

 

خیلی وقت بود این حرفها توی گلوم گیر کرده بود . دق شده بود. بیگانه شده بودم با خلقی که با آنها زیست میکنم اما هیچ نمی فهممشان.

 

ما همه یک تنیم بی توجه به رنگ چهره ، گویش و ملیت !

 

 

/ 6 نظر / 29 بازدید
فافا

خب این نژاد پرستی واقعاً تاثر برانگیزه مخصوصا رفتارِ مردامانمان با افغان ها که خیلی هاشان زحمت کش تر و شریف تر از خودمان هستند...متاسفانه با اینکه داد از فرهنگِ غنی و پشتوانه ی فرهنگی می دهیم خیلی بویی از ان نبرده ایم... خیلی مانده...باید خیلی کارها انجام داد تا مردمانِ این مرزو بوم تکانی به خود بدهند

نسرین

با کلمه به کلمه و سطر به سطرش موافقم.ولی راه درازی در پیش داریم برای نهادینه کردن اش.ولی محال نیست.

بیداد(گیله زن)

ایوای عنوانت بازگو کننده همه چیزه ارماییل ایرانم آرزوست انسانم آرزوست ایرانم آرزوست ...

مژده

شاهد بی کسی ام....غربت و مرگ من است اینچنین خسته ز خویش.....عشق بی ننگ من است ------------- وبلاگ زیبایی دارید به دلتنگی های من دعوتید خوشحال میشم سری بزنید موفق و سربلند باشید