روزهای کم حوصله





وقتی جدایی‌طلبان با دیدن احوال پریشان اقتصادی دوباره کمین گرفتند و جدایی آذربایجان از ایران را شعار میدهند. وقتی مزخرفات پور پیرا دوباره تجدید چاپ میشود و آبشخور افکار جدایی‌طلبانه ترک، کرد و بلوچ میشود. وقتی حتی فمنیستهایی مثل شادی صدر محرومیت خوزستان را دلیلی برای جدایی آن از ایرانِ به گفتۀ خودش"لعنتی"میداند. وقتی براهنی و معروفی ادبیاتی نه چندان در حد گفتگو و مناظره بکار میبرند. مقصود زمانی که نویسندگان و روشنفکرانمان پرخاشگرایانه از موضع خود دفاع میکنند، دیگر چه توقعی از مردم تا گریبان فرورفته در قرض میتوان داشت؟ در فضایی که همه فریاد میزنند هیچکس حرف دیگری را نمیشنود. راستش قبلا جوانها را برای میلی که به آزادی و زندگی داشتند، تحسین میکردم. حالا پرخاشی که عموماً گریبان جوانترها را گرفته برایم ترسناک، مخرب و ویرانگر است. یادمان باشد این چه خاک هر چه که هست به ما هستی داده. هویت و زندگی بخشیده. آنسوتر فراتر از این زمانه تنها مایۀ دلشادی دیگران خواهیم شد. تنها برچسب دو واژۀ شونیست و نژادپرست نمیشود روشنفکری. 

یاد جملۀ آسیه باکری، فرزند شهید باکری، می‌افتم که خطاب به گفتۀ طائب که میان خوزستان و سوریه، اولویت حمایت از سوریه  می‌دانست نوشته بود :
هنوز پیکر پدر و عمویم در آبهای هور است ... 
هنوز خوزستان تنها دلگرمی ماست ...
خوزستان آرامگاه پدرم است ... ‌
آقای طائب اولویت شما هرکجا باشد اولویت ما خاک ایران است...
حالا باید انگار این جملات را برای شادی صدر تکرار کرد.




/ 2 نظر / 14 بازدید
فافا

مننشنیدم این صحبتهای ایشان را ....ولی من هم متاسفم....نمی دونم چرا این روزها ایرانمان را از خودمان جدا می دانیم...من هم این آب و خاک رو دوست دارم...حالا هرکس می خواهد بر مسند قدرتش تکیه زده باشد!!! راستی خانه جدید مبارک....

اكرم

مردم ما با تمام تفاوت در قوميت يك «ملت» هستند. فرهنگ و آداب مشابه در بين اقوام ايراني گواه اين امر است. بودن ما با هم به سود همگي ماست. اگر ايران كوچك شود، پاره پاره شود و سخن جدايي‌طلبان محقق شود، خواهند ديد كه در جهان بي‌ترحم چون لقمه‌اي كوچك آب خواهند شد. سرافراز باد كشوري كه رستم برايش فرزند خويش را به قربانگاه برد.