آننا سولدی :‌قلبی از جنس نان coure di pane

     

 

آننا سولدی
قلبی از جنس نان
Coure di pane

11 ساله از ایتالیا


من در نانوایی قلبی دیدم از جنس نان
قلبی بزرگ . گرم و خوشبو
و فکر کردم : اگر من قلبی از جنس نان داشتم
چندین کودک میتوانست از آن بخورد !
یک لقمه برای تو . دوست من
برای تو . که تو گرسنه ای !
یک لقمه از این نان قلبی برای توست
. برای تو و برای تو و برای تو !
به کودکی که گرسنه است و می ترسد
کافی نیست بگویی ": دوستت دارم."
وقتی کودکی ر ا گریان میبینی
کافی نیست که بگویی " : طفلک بیچاره "
اگر قلب من از نان بود
چندین کودک میتوانست آن را بخورد!
و تو ای فرمانده
چه چیز مانع از آن میشود که
بمب هایت را به شکل نان نسازی ؟
آنگاه در پایان جنگ هر سربازی
میتوانست خوشحال به خانه برگردد
با سبدی پر از بمبهای برشته و خوشبو
اما این فقط یک رویا نیست
و دوست گرسنه ی من هنوز هم میگرید
آه اگر قلب من از جنس نان بود !




در سال 1980 یک میلیون کودک زیر 14 سال از 57 کشور دنیا
در مسابقه ی بین المللی شعر کودک شرکت کردند که یونسکو
و رادیوی رسمی آمریکا هزینه ی آن را متقبل شدند
انتشار این اشعار توسط یونسکو به خاطر تقدیر از این کودکان بود


در سال تولد من .زمانی که به روی ایران بمب میبارید
ما کودکان جنگ و اعدام با صدای بمب ها می لرزیدیم.
یک میلیون کودک از تمام دنیا و حتی کودکی از ایران برای صلح نوشتند
هدیه ی روز کودکم را برای شما گذاشتم.
باشد که امانتدار " کودکی" باشیم.


بچه ها معجزه هستند .
کافی که تو بدترین موقعیت روحی قرار بگیرم. و یک کودک به روی من لبخند بزنه. با من بازی کنه . صدای قهقهه اش رو بشنو م و حالم خوب بشه. بچه ها برای من تسکین هستند . تسکین سادگی و کودکی که درونم هست.
اینکه میفهمم تو این دنیا تنها نیستم.


آننا آه اگر قلب من هم شکل نان بود.
نمیگذاشتم. کودکی گرسنه بماند . بگرید
نمیگذاشتم آدم بزرگا آدم بالغا به کسی زور بگن

اما قلب من نصفه نیمه شده .



معرفی کتاب : من کسی نیستم جز صدایی ناچیز
20 شعر برگزیده ی مسابقه ی شعر کودک
کودکان برای کودکان
ترجمه : زرین تاج پناهی نیک
نشر :دنیای نو
چاپ : 1385



مممنون ترز بانو به خاطر هدیه ی روز جهانی کودک
بوی باران  میآید  . و بارا ن آخر هفته مثل نان سر صبح تازه

/ 34 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام مهندس . ................ خطاب به این دوست گم کرده مون هم بگم. الان دیگه اندازه پدر بزرگم بزرگ شده . وای چه خوب ![خنده]

مهندس

سلام فاطمه عزیز .. ممنون که کامنت دادی رو مطلبم .. حس انساندوستیت رو تحسین می کنم ..

آتنا

سلام فاطمه جان بی تعارف...با نوشته هات زندگی میکنم ...

zita

سلام.شعر قشنگی بود.متاسفانه همیشه در حد همان اظهار تاسف میمانیم.سرمایه گذاری روی نان خیلی سودآور نیست.اما موشک و بمب؟کاسبی نان و آب و داری است.

یاسر

کامنت قبلی من خطاب به اين پست نبود ... جوي كه اخيراً حاكم شده رو عرض كردم . ========== پس « آزاد » كو ؟

مروارید عرفان

سلام فاطمه عزیز [گل] روح پاک کودکان چون نسیم سحرگاهان غنچه ها به گل تبدیل میکند [دست] ممنونم که تنهایم نگذاشتی . .و از پیام پر مهرت ممنونم . [قلب]

شاه رخ

کتاب خاصی معرفی کردی جالب به نظر میاد سلام یه کامنت پاسخ نداده ت رو هیچ وقت جواب نداده بودم اینکه چرا پرسیده بودم 28 سالگی چجوریه و اینا،‌ هیچی، فقط می خواستم بدونم که از قبل آمادگی داشته باشم برای مواجهه باهاش !

شاه رخ

افسوس كه نيه توچكا رو نخوندم هنوز كه با يه اسم مناسب جواب كامنتت رو مي دادم

شاه رخ

دوستاي نزديك من مي دونن كه چقد مريد داستايفسكي هستم جالب قضيه اينه كه اين همه ارادت فقط از شياطين اومده و البته كمي هم هميشه شوهر با اون ترجمه ي خيلي بدي كه من ازش خوندم ابلهش رو و نيه توچكاش رو و جنايت و مكافاتش رو توي برنامه دارم

رضا

سلام.وب جالبی داری.خوشحالمیشمبه من سر بزنی