بهار، بهار، بهار




خیلی آدم قبل نیستم. بهار دیگر در قلبم نیست. قبلا اگر بهار میشد آهسته‌آهسته با یک گل‌ِتَر یا یک جوانۀ ترد جایی در قلبم باز می‌کرد؛ این روزگاران اما بهاری در دیده‌ام نیست. حتی در دیدۀ دیگران نیز آمدنش را کم میبینم. نه هفت‌سین نوروز، نه پنجرۀ غرق گل ما و نه حتی صدای‌ جیک‌جیک بی‌امان جوجه گنجشگ‌های تازه دنیا آمده، بهار را به دلها نیاورده و دیده‌ها بیشتراز این که شاد باشند، منتظرند و این انتظار گاهی مشوش و غمگین است. بگذریم که فکر و ذکر و نگاهم نیز به دنیا عوض شده.

با اینهمه 6 فرودین، نوروز خاص، نوروز بزرگ، تولد اشو زرتشت بر همۀ شما عزیزان خجسته. به امید روزهای بهترآمین !

این کتاب نوروزم است:

تسلی‌بخشی‌های فلسفه
از آلن دو‌باتن
ترجمه: عرفان ثابتی
نشر ققنوس


/ 6 نظر / 6 بازدید
محسن

سلام. بچه که هستی، همه چیز زیباست. بزرگتر که میشوی، چیزها زیبایی خود را از دست می دهند. میدانی چرا؟ چون کودک قادر به دیدن حقایق نیست و در تخیلاتش همه چیز را بررسی می کند. با مطلبی در مورد اعجاز قرآن به روزم. مشتاقم نظر شما رو در موردش بدونم.

affa

تو آدم گیلانی ... سبزی و سرسبزی ... مسلما آدم تغییر می کنه اما نذار خوبیهات ، زیبایی و سرسبزیت به همین آسونی از چنگت در بره! دوست نداشتم این پست رو ... اصلا!

بیداد(گیله زن)

ارماییل سلام نمیدونی چقدر این مطلب به دلم نشست میخواستم تو وبلاگم به مانند این مطلبی بنویسم اما واقعا نمیدونستم چطور شروعش کنم و در نهایت بعد از کلی فکر کردن ترجیح دادم سکوت کنم اما نه یه سکوت تهی، یه سکوت با کلی فریاد !! امسال برایم بهار رنگ و بویه هرساله را ندارد گرچه که هنوز از دیدن جوانه های درخت انبه حیاط مان ، ذوق میکنم اما به قول شما منتظرم ، آنهم چشم به راهه جوانه های دیگری هستم... بابت حرف هایی که مانند بغضی در گلویم گیر کرده بود اما قدرت ابرازکردنش را نداشتم و در اینجا به راحتی خواندمش و حرف دلم را شنیدم، ازت ممنونم

اكرم

بهار مي‌آيد. اگر به همه چيز اين جهان شك داشته باشم به اين ندارم. روزهاي بهتري در راه‌اند. كتابت را خوانده‌ام. ساده و شيرين است.

فافا

راست می گی بهار انگار کم رنگ تر بود از هر سال...اما آدمی به امید زنده است و بهتر است نگذاریم این شادی های کوچک هم از دلمان پر بکشد...

نسرین

سال خوبی داشته باشی دوست خوب من ،پر از حس های خوب و امید بخش و شاد