زمزمه های بهاری

 

 

 

 

چقد جنگلَ خوسی، ملت و َسی، خسته نُبُستی،

 می‌جان جانانا٬ تَرا گَمَه میرزا کوچک خانا

 

چقدر در جنگل می‌خوابی به خاطر مردم؟

خسته نشوی ای جان جانانم، با تو‌ام، میرزا کوچک خان!

 
خدا دانه که من، نتانم خفتن، از ترس دشمن، می دل آویزانا٬

 ترا گمه میرزا کوچک خانا

 

خدا می‌داند که از ترس دشمن خواب نمی‌توانم،

دل آویزان و نگرانم، با توام، میرزا کوچک خان!

 

 

 

 

 چِر ِه زوتر نایی، تندتر نایی، تنها بنایی، گیلان ویرانا٬ ترا گمه میرزا کوچک خانا

 

چرا زودتر نمی‌آیی؟ تندتر نمی‌آیی؟

گیلان ویران را تنها گذاشته‌ای، با توام میرزا کوچک خان!

 

 بیا ای روح و روان . تی ریش قربان

بهم نوانان  . تی کاس چومانا٬ ترا گمه میرزا کوچک خانا

 

بیا ای روح و روانم، قربان ریشت،

آن چشمان روشن را روی هم نگذار، با توام میرزا کوچک خان!

 

 

 

اَمه رشتی جَغَلان، ایسیم تی‌ فرمان، کُنیم اَمه جان،

تی پا جیر قربان ٬ ترا گمه میرزا کوچک خانا

 ما بچه‌های رشت، به فرمان تو ایم، جانمان را به پایت قربان می‌کنیم،

 با توام میرزا کوچک خان!

 

 

 

گفتم از خودم بنویسم دیدم  حتی دیگه  ارماییل هم محیط  امنی برای من نیست 

شاید دیگه اینجا ننوشتم.  

 

 

 

زمان بسیار زیادی طول میکشه که یک قهرمان برای ملتش پذیرفته بشه. حتی اگر به میرزا کوچک خان ایرادی از لحاظ امنیت ملی ایران وارد بشه . بازم. قهرمان ملتی است و همین برای  احترام او کافی .

 

 

د ر هر حال  با سپاس بسیار از جوانان رشت

بلکه هوای این ارماییل زیبا تکانی بخوره

آهنگش رو بسیار دوست میدارم. مخصوصا جایی که  میگه :‌ تنها بناییی  گیلانه ویران

یعنی گیلان ویران رو تنها گذاشتی.

 

 

معرفی موسیقی :‌ میرزا کوچک خان

 

خواننده : ناصر مسعودی

 

ساخته ی:‌  سید محمد میر زمانی

 

 

پی نوشت ۱:وقتی حالتون بده بهتره موسیقی سنتی گوش کنید. یا موسیقی نواحی باور کنید خیلی تسکین  دهنده تر از موسیقی پاپ هست . موسیقی پاپ که من یکی رو بیشتر به درد میچسبونه !یه روزگاری خیلی دوست داشتم آهنگ میرزا رو برای ارماییل بگذارم.

 

 پی نوشت ۲ :‌گیلان به طرز دیوانه کننده ای سبز شده. گاهی از اینهمه سبز که پناهم میشه گریه ام در میاد . سبز امن من . تار سبز من .  روح سبز من .  گیلان من

 

 

تقدیر بسته به باران شدی گیلان

تقدیر بسته به رد غریب اشک که مورب میشود  به روی گونه هام 

 وقتی کسی نیست که نان گرم محبت شود .

میترسیدم از هجوم اشیا . خسته از رد غریب سفر قدمم و قلمم چرخید .

تقدیر بسته به ذکر شریف کلمات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 25 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آتنا

حضور هیچ کسی در زندگی ما اتفاقی نیست...خدا در هر حضوری جادویی نهان کرده برای کمال ما...خوش آن روزی که در یابیم جادوی حضور یکدیگر را....

کریم دوغی

تو جنگل به یاد من آتیش کن وبه یاد من دورش بچرخ ورقص سرخپوستی کن[چشمک] به یاد اون زمانی که با مستفا رقص سرخپوستی میکردیم البته حواست باشه نامرحم اون دور و اطراف نباشه در ضمن امنیت یه ایالت با سیبیل کریم دوغی تامین میشه یه وبلاگ که سهله خوش باشی[لبخند]

مروارید عرفان

سلام فاطمه جان [گل] ممنون که این ترانه زیبا و دلنشین گیلکی را برایمان با جملاتی لطیف ترجمه کردی . منهم با دوستمان موافقم . گیلان سر سبز ما همیشه سبز و خرم باد . شاد و سلامت باشی .[قلب]

محرم

سلام فاطمه خانمی میای تهران؟

زیتا

سلام.حالا کحا میتونم به این آهنگ گوش کنم.[لبخند] برم بگردم پیداش کنم

زیتا

پیداش کردم.در یوتوپ.با یک عالمه منظره از شمال. http://www.youtube.com/watch?v=1SfA-DBkHts

کتایون

امروز برایم کامنت نوشتی. و من امروز شناختمت. آمده بودم بگویم ممنون از پیام پر مهرت اما حالا که آمده ام دید و بازدید می گویی شاید دیگر اینجا ننویسی؟ ... می خواستم بنویسم چقدر این ترانه را که آخر آن سریال پخش می شد دوست میداشتم و دلم می خواست بدانم معنی اش چیست. اما ...

عابر

این چرندیات چیه که می نویسی ؟!

کریم دوغی

سلام به آبجی فاطمه همینجوری داشتم رد میشدم گفتم یه سلامی کرده باشم! چیه مگه آدم ندیدین برید سر کارتون راستی فاطمه آتیشش رو پر ملات بریز من رو هم خبر کن,ولی یه جایی باشه که جنگل بانی نیاد دخلمون رو باره