سرگیجه های پروانه ای

 

 

 

 

گاهی که کم خونی باعث سرگیجه  ام میشود و آسمان سیاه سفید میشود . به یاد این هایکو می  افتم.

 

 

 

 

 

 پروانه ها جدا میشوند

و کبودی را دست ناخورده

به آسمان باز میگردانند

رینکا

 

بعد به آسمان نگاه میکنم و سیاه و سفیدهایی که  توی آسمان شکل می بندد را پروانه فرض میکنم.

حالا هر گوشه ی آسمان  پر از این  پروانه هاست.

جالا مدتهاست  که از این سرگیجه های پروانه ای دارم.

حالا فهمیدی رمز  لبخند همیشگی من چیست؟

 

 

 

    یه توصیه خواهرانه . دوستانه . پدرانه. برادرانه . مامانانه . ارماییلانه  میکنم.حیفه تو قفسه ی کتابهای کتابخونه تون  این کتاب نباشه.هزاران زندگی در این کتاب زندگی میکنه . که هر کدوم  بیشتر از سه خط نیستند. با سه خط بیان یک زندگی . و راه و روش زندگی گفته میشه.اونقدر تصویری و زیبا هستند حیفه که نداشته باشیدش.

معرفی کتاب : هایکو

مترجم : ع  .پاشایی . احمد شاملو

انتشارات مازیار

سال چاپ :١٣۶١

ترجمه محشری داره. به خصوص که خود پاشایی اذعان میکنه . انتقال مفاهیم ذن از من  بود و آرایش اونها  به شعر   کار بزرگ شاملو

 این بار 3 هست  که این کتاب  رو تو ارماییل معرفی میکنم.  اما واقعا ارزش  مند است.

  

 پی نوشت١:‌ زندگی رو  سخت نگیرید. حتی بیماری حس هایی به من داده  که تونستم از ماورا ش  زیبایی رو ببینم. و به آفتاب لبخند بزنم.

 

  پی نوشت ٢ :‌ سلامتم نگران نباشید .

 

 

 

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

.من روح خودم را معتاد به زنده بودن کرده ام . و از اين متاسفم !!!!

بهادر میرحسینی

حتمن. به چند دلیل یکی این که تو انتخاب پست تازه گیر کردم. دو سه تا متن دارم. دیگه این که در مورد این پست هنوز به اون صورت نظرات دیگران رو ندیدم تا واسه نوع پست بعدی تصمیم بگیرم. در هر صورت از این که به وبلاگ من سر می زنی ممنونم. یه مدتی هم به هم ریخته بودم.

تاتا

سلام... پروانه.. کتاب پروانه ای... اثر پروانه ای... پروانه... خسین فخری داد میزنه 72 پروانه... پروانه ی فرزانه .. رفتند از این خانه یه چی تو همین مایه ها

هرمز ممیزی

با سلامی دوباره و به امید سلامتی برای شما ![گل]

تاتا

آدم شدن شايد بهترين دعا براي هر آدميه.. مگه به اين مفتيا ميشه آدم شد؟![نیشخند] خيليه ها! ما حيوانيم با قابليت انسان شدن ... شما چه خوب مينويسي. مطلب اخير مال من نبود. ما تقريبا دو نفري وبلاگ مينويسيم!

تاتا

بله بله... جمله رو بد خوندم. درحقیقت اگه درست میخوندم شما هیچ وقت کامنت زیر رو از من دریافت نمیکردید. اما به هر حال حقیقت حقیقته.. من نه با دین کار دارم و نه با آخوند. من به کسی میگم انسان که روی خودش کنترل کامل داشته باشه. کنترل کامل به این معنی نیست که مثلا خشم و شهوت خودش رو کنترل کنه.. بلکه این یک زیر مجموعه ی بسیار بسیار کوچیک از کل اون چیزیست که من بهش کنترل میگم. کنترل یعنی تمامیت خویش را در اختیار گرفتن. یعنی اندیشه را تحت تسلط گرفتن. یعنی دنیای خود رو تحت تسلط گرفتن. یعنی دقیقا همون جایی که دیگه شک معنا نداره. اینا شعار نیست. ای کاش بود. گوهر خود را هويدا کن کمال اين است و بـس خويش را در خويش پيدا کن کمال ای است و بس

مریم

سلام فاطمه خوبم[گل] داشتم فکر می کردم اگه قرار باشه برات کتاب بخرم چی بخرم .بعد به این نتیجه رسیدم که خیلی سخته! چون فکر می کنم تو همه همه همه کتابای دنیا رو خوندی !!!!

مریم

یادت که نرفته.من دو تا داداش دارم!![نیشخند][چشمک]

تاتا

اين هم از نظر شما بوي بد ميده. ببينيد ما با حيوان تفاوت داريم. در اين شكي نيست. اما مرز مشخصي ميان انسان و حيوان وجود نداره. مگر براي كسي كه از حوزه ي حيواني به طور كامل خارج بشه. سخن در اين باره شايد ساعت ها زمان بخواد. و شايد حق با شما باشه، در هرحال من اين جمله رو به اين دليل نميگم كه مثلا بامزه است! يا فقط يه لحظه به نظرم رسيده باشه. شك نكنيد كه پشتش دلايل زيادي نهفته. كه انشاالله در پست بعديم بهش اشاره ميكنم. [لبخند]

مریم

پناه می برم به جزوه و کتاب و تست دنیای واقعی ، باشد که رستگار شویم از وسوسه های دنیا ی مجازی، پناه می برم به جزوه و کتاب و تست دنیای واقعی ، باشد که رستگار شویم![نیشخند]