آغوش رایگان




تنهایی اش را بانگ برداشته

مرد تنها
بر فراز پل بزرگراه

رود ماشینها در گذر
 پژواکش تنها 
صدای بوق
و گم شدن ذره ذره صداش

شعر مثلا از خودم
...........


سرفه هم
که می کنم

تنهایم

هایکو ِ نو  از اوزاکی هوسای
ترجمه : جناب ذاکری


 روزی در سال، روز آغوش رایگان است. روزی که هر که خواست آغوش باز میکند برای همه. پیر یا جوان، تنها یا دارا، زن یا مرد . 14 فوریه، روز ولنتاین است. فکر میکنید چند نفر از این جمع تنهایان زمین تا به آن روز آغوشی را تجربه خواهند که رایگان نیست؟ و هزار شرط و مقدمه دارد؟


*عکس از توکیو است.

/ 3 نظر / 31 بازدید
اكرم

زيبا بود و غمگين. تنهايي سرنوشت انسان است دوست من. همراهي توهم است. عشق توهم است. اما گاهي براي تاب آوردن چاره‌اي جز فريب نيست.

فافا

امیدوارم هزاران آغوش باز باشد برای تو عزیزم...و روزی آغوشی که واقعا دوست داری برایت گشوده شود.............. آغوشت گرم بانوی باران و ترانه و دوستِ خوبم...[ماچ][گل] ولنتاینت هم پیشاپیش مبارک...

نسرین

خیلی صداها دارد توی شلوغی گم می شود و می رود زیر آوار و به گوش نمی رسد.خیلی خوب بود شعرتان.