نوای بی صلا

 

 

قاصد روزهای ابری در خیابان ما داروَگ نیست. یعنی نه برکه ای هست و نه مردابی تا داروگِ‌ باران بخواند.کوچک که بودم  مادربزرگ با همین صدا، صدای پای باران میشناخت ...و اما  داروگِ‌  ما نوازنده ی جوان  دوره گرد آکاردئونی است که همیشه وقتی شبها خیس است و هوا خیس و آسفالت از شب هم براق تر است به خیابان ما میرسد. حتی این روزها با این سرمای کُشنده ی  برف که ما تنها برای کار از خانه بیرون میزنیم، نوازنده ی دوره گرد ما میآید و "سلطان قلبها" را با نوای زخمی و دستهای سرخ و کبودش از سرما میزند.نمیدانم اما صدای ساز او هر چند ناشیانه و بی کوک، نوای شبهای بارانی ما را ، بارانی تر میکند. میآید و رنگی به دیوار قلبهای ساکنین خیابان 66 میزند .این کلمات را مدیون او هستم که وقتی اُجرَتش را میگیرد از ما طلبِ رختی برای زنش میکند . رختی و لباسی و نانی که او در این سرمای بی شکیب به فکرش است.به فکر والنتاین بودم و دیدم از این نوازنده ی دوره گرد دور و برم عاشق تر ندیدم.  

چند روز دیگر  29 بهمن روز سپندارمذگان است که قدمتی دیرینه تر از والنتاین مرسوم امروز دارد. با این حساب که دیگر هیچ گونه فرق و تبعیضی هم برای طرفین دوستی نیست و همه به هم از پیر تا جوان تبریک میگویند.اساطیر ما هیچ دستِ کمی از فرهنگ دیگران ندارد.جام ِجم در دست دیگری نجویید .  

میدانم، میفهمم در کشوری که از هر سو در محاصره ی خون و آتش قرار گرفته، از کشوری که نفت و طلا  در برابر غذا میدهد ، حرف از عید عشاق گفتن ابلهانه به نظر میرسد .ولی این تنها سالی است که بی مقدمه کلمات برای این روز به تحریر آمد و اولین باری که اصلا ارماییل در این هفت سال از والنتاین نوشته. در این روزگار برزخی که نیمی به گریه آغشته ایم ، نیمی به شادی چشم به راه  .پیش پیش مرا ببخشید . هنوز دوست دارم از زندگی بنویسم !شاید با نیروی عشق بشود با این هوای برزخی جنگید !

 

معرفی کتاب : عشق سالهای وبا

نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

 

هر چه فکر میکنم تنها قلمی که این روزهای برزخی  را در ذهنم ترسیم میکند چیزی نیست به جز قلم مارکز که این روزها با  سرطان غدد لنفاوی می جنگد و بازهم مینویسد که دوست دارد عاشقانه زندگی کند . این کتاب تصویرگرِ عشقِ سال ِسختِ مردمانِ سخت ما ست در  این جدال لحظه به هر لحظه .اگه میخواستم حسی که این روزها دارم رو با کلمه ها بگم میشد عشق سالهای وبا ...

 

معرفی ترانه : Let Me Live

از : Queen

آلبوم :‌ Made in Heaven

 

این آلبوم آخر فردی مرکوری با کویین  جوریه که اگه نمیشنیدم فکر میکردم چیز بزرگی رو تو زندگی از دست دادم.

 

 

/ 8 نظر / 14 بازدید
حامد

شاید لازمه که اینجور بجنگیم شاید ...

اكرم

با آقاي حامد كاملا موافقم. براي غلبه بر استبداد يكي از بهترين راه‌ها پاسداشت زندگي و عشق است. پاسداشت دوست داشتن و زنده بودن. حتي در ميانه خون و جنگ هنوز عشق كارساز است. اگر قحطي آفتاب است، اگر قحطي هوا و شبنم است، نگذاريم كه قحطي عشق هم باشد. قحطي خنده هم باشد. قحطي شادي هم باشد. به قول خودت سرنوشت ما اين است كه شادي را بسازيم! والنتاين براي همه مبارك! حتي كساني كه عاشقي ندارند كه شاخه‌اي گل به آنها بدهد و كنارشان لحظه‌اي در كافه‌اي بنشيند؛ زيرا كه عشق برتر از يك تن است. عشق همان چيزي است كه ما را در اين خشونت و عفونت هنوز زنده نگه داشته است. و تو دوست من! هنوز زنده‌اي.

فافا

قالبِ نو مبارك بانوي عاشق... بگو.. از عشق و زيبايي بگو كه اگر اميد نباشد هيچكداممان نخواهيم بود...

یوتاب

آدم هر چقدر هم حالش بد باشد.هر چقدر هم دورو برش نکبتی باشد ولی برای یک چیزهایی گاهی لبخند می زند.هر چند شاید از آن لبخند های گل و گشاد نباشد ولی یک چیز عمیق است که درونی است.از یک جایی توی درون می اید که محافظت می شود.در هر شرایطی محافظت می شود.چیزی که عشق از آن می جوشد.توی این هوای سرد و نمناک و خفه یک چنین جوششی حال آدم را خوب می کند.من که دست کمش نمی گیرم

شعر و باران

سلام عزیز دلم ولنتاین یاسپندارمذگان بهانه ایست که دوستانمان بدانند دوستشان داریم. من هم دوست دارم به فرهنگ خودمان تکیه کنیم به داشته های خودمان دست دراز کنیم و از چشمه سار های خودمان سیراب شویم اما حیف

بیداد(گیله زن)

درود ارماییل دلتنگت بودم دختر ممنونم از بابت همه ی خوبی هات تو این مدت که نبودم خیلی خوب حمایتم کردی و این نشون میده که ارماییل یه دوست بی نظیره خوشحالم که مثل سابق می نویسی و یعنی هنوز هستی ارماییل این هوای برزخی گریبانگیر همه مون شده اما این هوا خفه کننده پایان کار نیست زندگی هنوز جریان داره سپندارمذگان روز عشق و دوستی رو بهت تبریک میگم[گل] فکر میکنم این تبریکات در این شرایط شیرین تر از روزهای معمول آن باشد

کریم دوغی

قبلا دو سه بار چیزایی نوشتم ولی ثبت نشد در مورد اون کامنت قبلی : به نظرم نزدیک شدن من برخی ویژگی های شخصیتیت کمی تو رو ناراحت کرد من معذرت می خوام خانم خانما ولی مطمئنم تو رو از پس فضای وب. می شناسم منظور من از دورهمی. شیطنت های سرخپوستی است اگر ناراحت شدی از آن هم معذرت می خواهم به عنوان یک دوست سرخپوست قدیمی با کمال پررویی همه این حقوق را برای خودم محفوظ میدانم

کریم دوغی

در ضمن بنویس هم نوشتن امید می آورد و هم با امید نوشتن امید می دهد امید هم پسر همسایه بقلی ما بود که رو دیوار ها می نوشتیم امید نا امید می شود