خاک ِغریب

 

دیروز پدرانمون رو کشتند،امروز همسران  و لابد دو پس فردای دیگر پسرانمون.

جنگ ، جنگ  حتی اسمش هم تنم رو می لرزونه!

فکر اینکه دوباره فقط جوونها قربانی میشن

اینکه هر روز فقط خشم و افسردگی رو در جامعه  نظاره میکنیم

و هر چقدر هم که تو خودمون آروم باشیم و حریف مشکلات شخصی زندگی،

باز هم آینده اونقدر مات و ناپیداست که انگار چیزی رو نمیشه دید .

نه نمیشه به غرق شدن خیره موند و از گل یاسمن حرف زد!

از ورشکستگی صنایع با خبر شد و از برف نوشت!

اون یه تیکه خاکی که تو جونمون ِ از ایران همیشه ی خدا کارزار ِغرب و شرق

و خائنان خودی است و انگار یه لحظه هم  نمیخواد آروم بشه.

آینده ی این خاک آینده ما هم هست و برا همینه که بی اعتنا نمیشه شد

این پاداش جوونی ما ست؟ شاید همین ِ

 

 

معرفی کتاب : خاک ِ‌غریب

نویسنده :‌جومپا لاهیری

مترجم : امیر مهدی حقیقت

نشر ماهی

سال چاپ :1387

نسخه ی در دست من : چاپ جهارم بهار 90

 

این آخرین کتابی  است که تا به حال از خانم لاهیری است چاپ شده و ما خوانندگان ایرانی اقبال این رو داشتیم که با فاصله ی کم بخونیمش.این خاکِ غریبِ بی سکنه بیش از هر چیز منو یاد ایران  میاندازه.بازی با مفهوم مهاجرت که مدتها در ذهن من و جوونهای ایرانیه،کتاب رو جذاب تر میکنه.نسلی که بین دو فرهنگ زندگی میکنه و  نه به  اولی تعلقی داره و نه به دومی ...اگر حتی ما خودمون در پی مهاجرت نباشیم. عزیزانی بسیار از خودمون تن به مهاجرت داده اند.از این دو . لت  آ خ و ن د ی بیزارم که باعث آواره شدن اینهمه جوون شد. بیزارم که هر چیزی که نشونی از زندگی داشت رو تو رگهای ما خشکوند. با اینهمه سرمایه جوون ما میتونستیم یکی از  کشورهای خوب  دنیا باشیم.شما ما رو آواره کردید!

 

پی نوشت 1 : این پست بدون هیچ گونه ویرایشی نوشته شده و فاقد هر گونه ارزش ادبی است.  

 

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

باران که میبارد کسی برایمان چتری نمی گیرد.... چه برسد به زمانی که دلمان میگیرد

اكرم

بايد زنده بمانيم فاطمه جان بايد زنده بمانيم. به كورچشمي اين شب‌پرستان زنده باشيم، كتاب بخوانيم، به ديدار دوستان برويم، موسيقي گوش بدهيم، كوه برويم، لباس رنگي بپوشيم... اين جنگ امروز ماست. جنگي كه شايدافتخاري در آن نباشد اما زنده بودنمان به آن وابسته است.

کریم دوغی

ما تسلیم حاج خانم شدیم![نیشخند] من معلم دینی نیستم خانم خانما

کریم دوغی

احتمالا می دانی که من چقدر منتقد هستم و احتمالا سر خود را به باد می دهم. در نظر آقایان، منتقدینی در لباس و جنس من، خیلی خطرناک تر از منتقدین روشنفکر هستند. انقلاب ها از درون می پوسند من چندان نگران ناو ها نیستم. شخصا شرایط بسیار بدتر از این را دیده ام.

کریم دوغی

وقتی دروغ در جامعه زیاد باشد طبعا رئیس جمهور هم رسما دروغ می گوید و مردم زیادی هم بهش رای می دهند منظور من همین قصه تلخ است.

کریم دوغی

چهاردهمیش هم مال خودم است اما افغانی ها، خصلت های منفی بسیاری دارند من جمله تفرقه همیشگی. اما یک خصلت خوب دارند و آن وفای به عهد در هر شرایطی است. حداقل پنجاه در صد ایرانی ها برای عهد و قولشان ارزش چندانی قائل نیستند. همین جوری یک نفر رییس جمهور می شود و به هیچ وعده اش عمل نمی کند و آب از آب هم تکان نمی خورد.

کریم دوغی

بعید می دانم من و تو در این زمینه ها به توافقی برسیم ولی در هر شرایطی من تو را دوست می دارم به خاطر روح پاکی که در وجودت مخفی شده است.

کریم دوغی

در ضمن لندرور با لندکروزر فرق می کنه من لندرور دارم وانت مدل حدودا80 میلادی تو اگر پرادو داری ما رو هم خبر کن

کریم دوغی

پرادو رو شوخی کرد از قیافه ت معلومه پرادو نداری چون آدمایی که پرادو دارن قیافه شون این جوریه!

کریم دوغی

ضرب المثلای سرخپوسختی که سال 86 برات نوشتم یادته؟ دلم برای احساسات سرخپوستی خودم تنگ شده