از ترس

 

 

 

من از تمام  پیاده روهای  شهر بی - همراه میترسم

از صدای قدم-های تنها

از سایه- های بی جفت که بر لبه ی بی مرز تن-هایی راه میروند

حتی از صدای خش خش برگ-ها که تنها سرود یک تن را میخوانند، می-ترسم

از پژواکهایی که تن-ها  یک- تن می شنود

از ترس-ی  نهان  بر گوشه- ی ذهن

از لیلی  بی- مجنون

از  کافه های متروک   با یک- تن بر سر میز

از رستورانهایی شلوغ  با   تن -ها  یک  غذا برای سفارش

از تن- هایی با سایه- های بلند موازی راست بر قامت خویش

از رویا-های  فراموش

از زن-هایی گم شده ما بین خیابان- های شلوغ شهر

از صدای گام-های ترس  که بر سایه تن-هایی می افتد

از - ترس   حتی    می- ترسم

 

 پی نوشت 1: تن آیا یک روز تن – ها  بود ؟

یا   تن- هایی   تن ؟

اگر «ها» را از کلمه ها و حروف بدزدیم

دنیای ما چه شکلی خواهد شد؟

دنیای بی واسطه ی  خط فاصله ها چجوری خواهد بود ؟

به گمانم از این که هست ترسناک تر

 

 

 معرفی ترانه : November Rain

 از  :  GUNS  N' ROSES

 

 

یاد میلان کوندرا به خیر

از نوزادی 8 ماهه مینویسم که پدر و مادرش را هر دو از دست داد

از الیزابت بیشاپ  شاعر معاصر امریکایی

این هوار تن-هایی  در متن مرا یاد او می اندازد

 

 

 

 

 

 

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
affa

دنیا بدجور ترسناک و دردناکه ... اگر " ها" رو حذف کنیم دیگه اصلا قابل تحمل نخواهد بود ... همین " ها " نقش بزرگی رو تو زندگیمون ایفا می کنه ... بهمون قدرت میده تحمل کنیم ... دوست داشته باشیم ... دوست داشته بشیم و ... دنیا با یک "تن" نه، با "تن ها " ست که زیباست ... کاش هیچ تنی تنها نباشه.

فافا

این نوشته ات باعث شد دقیق بشم به "ها" هایی که می گو‌گوییم و تمام حروف ربط که گاهی انگار بی‌ربط می‌شوند...

کریم دوغی

این -ها-ی کذایی همه جا هست چه شما تن ها باشید و چه تنها آخرش به همین جا ختم می شه و هممون تنهای تنها با یک تن می شیم می کننمون توی قبر میرن چهار صباح گریه می کنن میرن پی کارشون خاک مرده سرده! این! آخر دیناست.

کریم دوغی

معذرت می خوام که حس و حالت رو خراب کردم من خیلی روشنفکر نیستم همینجوری قبولمون کن

(...)

از چيزي مي‌ترسي كه واقعا ترسناكه. نمي‌دونم چي بگم چون من مثل تو دركش نمي‌كنم.