برداشت به رنج برنج

کیسم

 

کیسم  مرداد ٨٨

 

 

 

وقتی به خوشه های سرخم و متواضع برنج می رسم , غرغر هام  ته میکشد فقط با دیده ی حق شناسی روی شاخه و خوشه ها را دست میکشم.

 

 پی نوشت ١:  ۴ سال  از گیلان نوشتم  و شما را  با توصیف های سردرگم و  مبهمم  به  گیلان مشتاق کردم .  حالا  بعد از ۴ سال  عکس ها را ببینید  و برمن  ببخشید که چرا زودتر شما را آشنا نکردم.

 

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیندخت

خوبه. ممنون. سکته خفیف مغزی بود. گیلان و باران و برنج..

مهیار

سلام...من خوبم...الان تهران ام و شاید چند روزی برم شمال...تو خوبی؟

تی کوچی خاخور اینویزیبل

سلام خواهری. بیشتر ازین عکسات بزار.نمایش عکس های گیلانی و مرطوبت هم زمان شده با رفتن من از این بهشت بی بدیل.می دونی که چه قدر وابسته ی این مرز و بومم.بیشتر عکس بزار تا کمتر دلتنگ شم.[گل]

هرمز ممیزی

سلام [گل] برخی میگویند برنج با فتح (ر) درست است یعنی با رنج و زحمت این محصول بدست امده !

افسانه

گونی های برنج رو که برامون آورده بودند ... روش نوشته بود " برنج رنجبر " ... یاد تو افتادم [چشمک] " به رنج " " رنج بر "

افسانه

گونی های برنج رو که آوردند رویش نوشته شده بود " برنج رنجبر " ... "به رنج " "رنج بر " ... یاد تو افتادم و نوشته هات [چشمک]

محرم

عطر برنجزار ها نفس را و هوا را مست می کند.

محرم

یه جشن تولد کوچولو گرفته ام اگه دوست داری بهم سر بزن