ارماییل

برای زیستن تنها یک ذهن و قلب شفاف کافی است. باقی را برای شکر گزاری کنار بگذارید

هایکو

 

   

 پاییز می رسد

 بیا ! بی  من مرو!

برگ ها یک یک بر زورق فرو می افتند .

 /   سووین   : شاعر

 خزان "می آید" و زورق "می آید" . زورقی که " میرود"  و" برگ هایی" که فرو می ریزند /

...........

خیره به جایی چشم بر دوختم.

که فاخته ی  بانگ برداشته بود

تنها ماه سپیده دمان آنجا مانده بود   

 /یک واکای کهنه  از سانه سادا :‌شاعر "فاخته به عقیده ی ژاپنیان پس از  آنکه هشت هزار و هشت بار خواند. و  خون از گلو فرو ریزد و میرد "‌/

 

 هرچقدر بیشتر هایکو میخونم. بیشتر به وحدتی که بین عرفان ما و  ادیان شرقی  هست نزدیک میشم. /یه جوری انگار معماری یکسانی دارند . و چقدر این معماری  به روح و روان نزدیکه./هم شادی میبخشه و هم غم. هم زندگی و هم مرگ .

 

معرفی کتاب :  هایکو

مترجمان :‌احمد شاملو  . ع . پاشایی

انتشارات : مازیار

سال نشر :‌١٣۶١

 

 

 *برای سارا یی که رفت  و  امروز روز تولدش بود . برای تعلق کوچک من.

 

 

نویسنده : ارماییل : ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم