ارماییل

برای زیستن تنها یک ذهن و قلب شفاف کافی است. باقی را برای شکر گزاری کنار بگذارید

کبودی

 

 

کتابی ندارم که معرفی کنم. خوانده بیشتر دارم تا نخوانده.

کتاب دستم :‌

این روزها  تمام دستم  کبود است .برگه ی امتحانی را جوری تحویل میدهم که

مراقب سیاهی را نبیند

نمیدانم چه مینویسم. نمیدانم چه تحویل میدهم. اما انگار نمره ی کامل است

این روزها فکر میکنم. تمام روحم کبود شده

 

با خودم میگم. چی میشه اصلا من نباشم.

دود بشم. نه جرمی نه یادی  نه روحی

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : ارماییل : ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم