ارماییل

برای زیستن تنها یک ذهن و قلب شفاف کافی است. باقی را برای شکر گزاری کنار بگذارید

توشه ی لبخند

 

 

خواهرکم میگوید

کم تر بخند , حلقه ی چشمهات چروک برداشته

وقتی میخندی چروک ها را قوی تر میکنی

کم تر بخند مردم میگویند مجنونی

کم تر بخند مردم جدی ات نمیگیرند

کمی فکر کردم

ارماییلِ ِ بی لبخند  چه کسی خواهد بود ؟

 نمیشناسمش

شاید بیگانه ای با چهره ی من

یا فقیر ِ آواره ای بی توشه ی لبخند

بگذار اگر لبخند جنون باشد مجنون باشم

بگذار این خاصیت من باشد

حتی به قیمت چروکهای بیشتر

 

 

 

 

معرفی کتاب : اسطوره ی زندگی زردشت

تالیف :‌‍ژاله آموزگار - احمد تفضلی

نشر :‌چشمه

سال چاپ :‌1389

 

 

معرفی ترانه : Set Fire to the Rain

از :Adele

صدای خش دار زیبایی داره . فراموشش نکنید که گوشش بدید

 

  I set fire to the rain,
Watched it pour as I touched your face,
Well, it burned while I cried,
'Cause I heard it screaming out your name, your name
 
I set fire to the rain,
And I threw us into the flames,
Well, I felt something die,
'Cause I knew that that was the last time, the last time,

Sometimes I wake up by the door,
That heart you caught must be waiting for you,
Even now, when we're already over,
I can't help myself from looking for you,

 

 

 پی نوشت 1:هنوز و هنوز دنیای وب را بی هیچ چهره ای بر رخسارش بیشتر از فیس بوس و فیس بوق و فیس بوک دوست دارم  و احترامی که برای وب قائلم به هیچ وجه با فیس بوق برابری نمیکند . دنیای ساده ای که تنها کلمات حد فاصله ی تو و خواننده قرار میگیرند نه صورت و رنگ ....

ولی خب به هر حال درفیس بوک هم هستم

 

 

نویسنده : ارماییل : ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم