ارماییل

برای زیستن تنها یک ذهن و قلب شفاف کافی است. باقی را برای شکر گزاری کنار بگذارید

دزد ٍ رنگهای ما کجاست ؟

 

سر در دانشگاه را که رد میکنم  صدای دویدن کسی را پشت سرم میشنوم و بعد یکهو  میزند به پشتم دستی به دوستی  و میگوید :  ارماییل تویی ؟

-  از کجا شناختی ؟( درسش را تمام کرده آمده برای کارهای  تصفیه حساب )

 -  از ژاکت ها و روپوش رنگارنگت .وقتی همه ی ما تو دانشگاه سیاه میپوشیدیم تو  سعی میکردی  اعتراضت رو با یک رنگ روشن و شاد بهمه ثابت کنی. با کوله های بچه گانه  و ژاکت های رنگارنگت  همه میشناختیمت و لابد برای یک بار هم شده چشممان به رنگ های روشن عادت میکرد.

 

- راست میگی  . اما میدونی چند بار حراست جلوی در بازخواستم کرد؟  میدونی چند بار محکوم شدم به اینکه برای جلب توجه شاد پوشیدم؟  البته بلندی مانتوها اندازه بود پوشیده بودن پوشیده بود  . میدانستم گیر آنها  در رنگهای شاد و زنده است.بارها شد  کماندوی جلوی در سانت گذاشت روی مانتوها م و گفت خانوم مانتوتون یک سانت کوتاه تره! ( طنز نیست !عین حقیقته بارها این جمله رو شنیدم) بارها شد  مسوول این شدم که مانع  بهشت رفتن آقایان هستم! بارها شد  یک هم جنس من ! هیز بازی در آورد و تمام اندامم را پایید! بارها شد کارت خواستند . بارها شد....

 

 

چه شد که رنگ را از ملت ما دزدیدند ؟

 

بیشتر  زنها  مشکی پوش  شدند و بقیه هم از ترس انگشت نما شدن گاهی هم رنگ جماعت شدند . به قول استاد در دومین جلسه ی کلاس که میگفت : فهرست اسمها رو  که ندارم فعلا صداتون کنم . همه تون هم  مشکی پوشید . لابد من بگم خانوم آبی پوش بخوان. خانوم سفید پوش بخوان . همه یک رنگ یک دست مشکی شدید .

 

چیزی که در این میان مرده بود  رنگ بود  ....

و روحیه ی شاد پوشی

تو چرا رنگی و روشن نمیپوشی ؟

 

 

 ....

 

 

معرفی کتاب : راه  ذن به سوی  تغییر  هماهنگی و خنده 

گردآوری : آلیسون موس

ترجمه : عبدالعلی براتی 

انتشارات : نسیم دانش 

 

 

بیشتر کارت پستالی است و به همراه عکس یک یا دو جمله از بزرگی یا کسی گفته شده. ولی خب میتونه برای کنجکاو کردن دوستان سودمند باشه. بیشتر ضرب المثل های ذن و یه مختصر  نگاهی به ذن می اندازه. حقیقتش ترجمه ی خوبی نداره .

 

زمانی میرسد که همه چیز را پایان یافته  می یابی 

 و درست همان لحظه    لحظه ی آغاز خواهد بود . 

لوئیز لامور 

  .

 .

 اگر میخواهی  ملکوت  را دریابی

وزش باد بر سیمایت و گرمی خورشید بر دستهایت را دریاب

بودا

 ..

 با اجازه  هر دو تا ترجمه رو کمی تعدیل کردم . به نظرم بد فرم می آمد .

..

 

 

معرفی موزیک ویدئو :Dont Give Up

 John Legend ft Pink

 

 

هم  خوانی دوست داشتنی ای  از کار در آمده . صدای پسرک بم قوی است و صدای پینک هم دردی خوبی باهاش میکند . این ترانه ها  گاهی حرف زبان خودم از آب در می آید. حس میکنم چیزی که مدتها بوده خواستم بگم در زبانشان هست. چیزیکه در کمتر ترانه ی وطنی توانستم پیدا کنم.  علاوه بر اون بهم در شناخت زبان اصطلاحات هم کمک میکنه .یعنی فکر میکنم ایکاش زودتر به این دنیا نگاه میکردم  .  گاهی فکر میکنم چه حیف که ما مدتها از موسیقی جهانی دور بودیم. در جهانی ایزوله شده زندگی کردن و انتخاب کردن برام این روزها غیر ممکن شده . دیروز به خواهرک میگفتم : ببین ما چجور بزرگ شدیم؟ در جهانی ایزوله به نام ایران با مذهبی ایزوله به نام اسلام و در مدرسه هایی که حتی تابش آفتاب از میان شیشه های مات و مشجر  به چشمان دخترکان  گناه بود. همه چیز گناه بود و معصیت .

 

 

 

 

نویسنده : ارماییل : ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم