ارماییل

برای زیستن تنها یک ذهن و قلب شفاف کافی است. باقی را برای شکر گزاری کنار بگذارید

سقف و صلیب ترس و عشق

دوباره شبنم زده  و من زیر باران ریز گیلان مسافرم . دریا طوفانی است. بندر نا امن و سرد

با چشمهای بیگانه به من مینگرد .کشتی من اما باید دوباره راهی شود بارانی ام خیس  .

به روی موهام قطره قطره های باران .عرصه ی چوبی کشتی ام

سر به سر خیس است . بوران و باران روی دکل ها را  همراه عرصه ی  چوبی  کشتی میشوید .چشمم تر.

اما  باید  لنگر  کشتی را  بالا بکشم.

میفهمم میدانم  زنانی مثل من  خودشان باید سقفشان را بسازند

و  صلیبشان را به دوش بکشند . این حقیقت صبر تلخی است که دریافته ام.

من این را دانسته ام  . من این را میدانم.

30 سال گذشته . نمیدانم ساحل آرامشی هست  یا نه ؟

 نمیدانم این کشتی  کی پهلو میگیرد به ساحل . نمیدانم هیچ نمیدانم.

 

 

Throwing   over

Seas and mountain

Look for the one who know!

دریاها و کوهها را  درنوردیدم

در جستجوی کسی که میداند

 

.............    

تازه  رنگ سفید را پیدا کردم. اینکه سر تا پا سفید بپوشم و گم شوم  در  آرامش پنهان سفید.  در خوش خلقی و خوش  رنگی بی رنگش .

.

وقت رنج وقت شادی وقت گریه وقت اضطراب این مترجمی است که دستم را میگیرد. این مترجمی که میگوید زنده ای زنده ای زنده  ای اما بدون قلب.

دوستان میگویند ترجمه هام هم ریتم  حرف زدنم را گرفته. هارمونی آرامی دارد.

.

یاسی  روسپی لطیف من عاشق شده و حالا فقط با یک نفر است. خداوندگارا  این عشق را نگه دار.  این دختر قلبش از جنس  آسمان است.

.

یوگا میکنم و  تمرکزم به طرز عجیب غریبی بالا رفته.انعطاف پذیریم هم همینطور. خانومهایی که  دوست دارند رقص یاد بگیرند  و بدنشون انعطاف لازم رو نداره. یوگا خیلی کمک کننده  است. 

یوگا برام مثل یک هدیه  از کائنات است .

 

 .

لکچرم که تمام میشود از هر سمت کلاس صدای دست بلند میشود . از هر سمتی و من گیج و پرت  و غمگین  نمیدانم واقعا  یعنی اینقدر تدریسم خوب بوده ؟ با  اینکه  تن صدام آهسته است ولی از کلاس یک جیک هم در نمی آید   تا بشنوند و یاد بگیرند . و وقتی همه ساکت گوش میدهند  مثل بچه هام میشوند  و هر چه  دارم  صادقانه  را  در میوون  میگذارم.  

اداره ی یک کلاس آکادمیک رو دوست دارم. امیدوارم ١٠ سال دیگه اینها همه دانشجوهام باشند و نه هم کلاسی هام.

.

 

بریده بریده است نوشته های این بارارماییل . بر من بریده بریده ببخشایید . امیدوارم دوباره مجموع بشم.

 

 

 

 

Stranger in Moscow معرفی موسیقی: 

از مایکل جوزف جکسون

بیگانه ام  مثل تو  مایکل جوزف   این روزها  در شهردنیا .

 

Elizabeth. The golden ageمعرفی فیلم:

شبیه  تو  عشق برام حتی در رویاهام هم مرده  الیزابت 

 

حق با توست در تاریخ تمدن ویل دورانت  :   هیچ مردی به خاطر فکر  کردن زنش را دوست ندارد

تمام دنیا  آرزوی قدرت  تو رو داشتند.  وقتی کشتی های اسپانیایی  رو در  دریاهای انگلیس به خاک نشوندی . تمام دنیا به تو غبطه میخوردند . اما  تو آرزوی  زنان ساده ی کامل رو   .......

 

 

معرفی کتاب :  اتاقی از آن خود

نویسنده :  ویرجینیا ولف 

مترجم : صفورا نوربخش

ناشر : نیلوفر

سال چاپ : ١٣٨۵

برای بدست آوردن اتاقی از آن خودم روحم چه زبر و دستهام چه تنها شده  ویرجینیا

 

 

 

 

 

نویسنده : ارماییل : ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم