ارماییل

برای زیستن تنها یک ذهن و قلب شفاف کافی است. باقی را برای شکر گزاری کنار بگذارید

اشک و آتش تلخ و ترسناک

 

از روزهای قهر و آتش  . خشم و سرکوب .  خون و کشتار . از روزهای   سایه های  موازی ترس بر سر مردم 

از روزهای   گریه برای   عزیزان از دست رفته   ماتم برای   شکنجه ی عزیزان نیمه جان زخمی

از روزهای چشم های سرخ  اشک آلود  شوک زده ..  از روزهای دروغ  پشت سر  هم  دروغ

 فریب بر پشته ی فریب   از روزهای سایه ترس  و تحدید

  از روزهای تقابل به مثل  از روزهای   بغض  گلو بسته  از روزهای  تحریک احساسات مذهبی مردم با دروغ .

 از روزهای سنگ باران  بر سر مردم بی دفاع   در میدان ولیعصر و وارونه سازی  ماجرا  در رسانه ی عمومی

 ,و . از روزهای  شلیک گلوله ی گاز اشک آور

. روزهای باتوم برقی   بر سر زنان و نوجوانان  12-13 ساله

.روزهای جدا کردن زنان از شوهرانشان  در خیابان مطهری رشت  برای  تسلیم

 روزهای شلیک گلوله های آزمایشی برای کشتن آزمایشی انسانها ؟ !

از روزهای مضحک تیر های مضحک  امداد الهی  برای کشتن مردم

 از روزهای تکذیب  و دروغ  . از روزهای   وارونه سازی. سناریو نوشتن. 

  روزهای  رسانه های یک طرفه ی  حکومتی از روزهای  گریه برای حسین  آزاده

و   زندگی  با  حقارت در برابر ظلم  چه میتوانم بنویسم ؟

به جز اینکه  از  روزی میترسیدم که  مردم در مقابل هم قرار بگیرند . 

و اون  روز تلخ و ترسناک رسیده .

با دروغهای  قشنگ صدا سیمان . و با حکومت سایه و ترس ....

به دلم مانده روزی  روزگاری آزادی ایران را ببینم.  روزی روزگاری همه   یکصدا  باشیم.....

 

 

  شهادت شهدای عاشورای  تهران  تسلیت .

 سوء استفاده و جریحه دار کردن یا توهین  از احساسات و اعتقادات مردم  را از هر جنسی که باشد  را  زشت میدانم .   

 هر چند مطالعات اسلامی کاملی دارم  اما  برام مهم نیست 1400 سال پیش  چه گذشته فقط  عجب  از جماعتی که برای  حسین گریه میکنند و همین فجایع رو  در  کشور خودشون میبینند  و ساکت میمونند . بعد سنگ حسین به سینه میزنند . برای خودتون گریه کنید نمیخواد  برای شستن بی مسوولیتی تون  برای شستشوی قبور   برای  حسین گریه کنید و راهپیمایی راه بندازیدجلوی چشم شما حسین ها به زمین می افتند  .شان انسان به زمین افتاده. شان خونهایی که ریخته پایمال شده .برای پاره کردن پوستر گریه میکنید ؟ جلوی چشم خودتون در کشور  خودتون   خون به زمین می ریزد   ساکت میمانید و پس پس عقب میروید و گردن دیگری می اندازید   .  تاریخ   چه قشنگ تکرار میشود .

اما مثله اینکه حرفهای  پریزیدنت که تابستان در زنجان  گفت : من سر مخالفین را به سقف  خواهم چسباند . داره قدم به قدم عملی میشه . 

یه مقدار به ادبیات  هر دو طرف بندازید  در می یابید   کی   ....

 

 

معرفی کتاب :  ثار الله

نویسنده :  دکتر علی شریعتی

سال چاپ  : 1358

شاید 17 ساله بودم که این کتاب را  خواندم.از اون کتابهایی که لای  کتاب جبر و هندسه تحلیلی و  حسابان  قایم میکردم  تا مادرک  نداند . از اون کتابهای کوچک کم حجمی که  برای  رقابت با مادرک  یواشکی از کتابخانه اش بر میداشتم. مادرم بدتر از خودم  کتاب خوان بود.  بد تر از خودم  حریص برای آموختن و تجربه کردن.در خانه ی ما همیشه چیزی برای خواندن پیدا میشد.   ما  رخت و لباسمان را بعد از برگشت از مدرسه در نیاورده بودیم که او  شروع به توضیح هر آنچه در طول روز خوانده بود میکرد.  از ناپلئون گرفته تا یلتسین از  پطر کبیر گرفته تا محمد رسول خدا . از انقلاب فرانسه گرفته تا   انقلاب شیلی . مادر مسلمان از دنیا رفت . و از تاریخ و  تحلیل تا میتوانست خواند .  دخترش حالا   البته حالا مسلمان  نیست . ثارالله به دید  علی شریعتی  همان حسین است و خون او  خونی الهی . اما به گمان  من   این روزها خونهای بسیاری  خون الهی است. ایکاش تهران بودم  .... ایکاش تهران بودم . یک خروار ترجمه قبول کردم که باید بدست صاحبشان  برسانم. سرعت اینترنتم شاهکار شده .  برای دوستان نمی توانم کامنت بگذارم و  ارماییل را با ده دقیقه تاخیر باز میکنم. تازه اگر باز شود....

 

ایکاش میشد گفت : تفنگت رو زمین بگذار  که من بیزارم از این خونبار آتشبار  کاش میشد این ترانه رو زمزمه کرد  اما...کاش میشد گفت برادر کشی  چه تلخ و ترسناک است  اما ....

 

 

نویسنده : ارماییل : ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم