ارماییل

برای زیستن تنها یک ذهن و قلب شفاف کافی است. باقی را برای شکر گزاری کنار بگذارید

سینه سرخ و گیله لوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گاهی لحظه هایی تجربه میکنی که توصیف نمیشوند. هر چقدر با دهان باز میخواهی حرف بزنی.صدایی  از گلوت بیرون نمی آید. این هفته ی اخیراینقدرچپ و راست خبرهای خوب شنیدم , پیشامدهای ناب  برایم پیش آمده که  هر چقدر  که میخواهم با دهان باز فریاد بزنم صدایی از گلوم بیرون نمی آید. این روزها اشک چشمهام را قایم میکنم. نباید چیزی بدرخشد. نباید بتراشد .

 

 

 

کجایی اردیبهشت ؟

 .

 .

 .

 چه اسفند ها ...

چه اسفند ها   دود کردیم

برای تو ای روز اردبهشتی

که گفتنداین روزها می رسی

از همین راه !

قیصر

 

 

 

 

 

 

 

معرفی موسیقی : گیله لوی

شعر: شیون فومنی

خواننده :  فریدون پوررضا

مجموعه ی گیله اوخان

 

 

تازه دارم گیلکی غرب گیلان یاد میگیرم از این کاست.تازه دارم دوباره صدای مادر بزرگم را صدای جنگل را به یاد می آورم و صدای گیلان را با  صدای نیِ استاد کسمایی میشنوم. بشنوید اگر دوست داشتید صدای شبان گیلک را که  برای معشوقش گیله لوی میخواند .

 

 

 

 

 

پی نوشت :گیلان باز هم سرد شده. با دمای 5 درجهاز جمعه تا دوشنبه شب  باران داشتیم. که امروز (دوشنبه )برف هم شد. یک ریز میبارد هنوز و هنوز و من هم .....

 

 

بعدا نوشت:‌ بالاخره آفتاب در آمد. فکر میکنم گیلان فقط منتظر همین پست من بود تا آتش بس هوای زمستانی اعلام کند!

توضیح  نوشت:  این هواشناسی که درج کردم  فرع ماجرا بود. اصل ماجرا  خود پست بود

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : ارماییل : ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم